تبليغاتX

علوم متافیزیک
بزرگترین منبع آموزش متافیزیک در خاورمیانه

بسيار بسيار مهم : دعوت از همه توركها و ساير ايرانی های عزيز كه عاشق آذربايجان (تبريز، اردبيل، اورميه .....) هستند!! از همه هموطنان عزيز خود خواهش می كنم برای اينكار خير طومار زير را امضا نمايند. در صورتيكه تعداد امضاها به 100 هزار نفر برسد، رئيس بخش جهانی بی بی سی قول مساعد داده تا يك شبكه مستقل راديو-تلويزيون مختص خطه آذربايجان (تبريز، اورميه و ....) تاسيس كند. دوستان با اينكار عشق خود به سر ايران (آذربايجان) را ثابت كنيد و ضمنا اين مطلب را در سايت يا وبلاگ خود قرار داده و بشدت تبليغ نماييد :


درخواست از بخش جهانی‌ بی‌ بی‌ سی‌ برای تاسیس سرویس مختص آذربایجان جنوبی

در صورت موافقت، لطفا این درخواست را امضا نمائید

http://www.petitiononline.com/AZ35/petition.html

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم آذر 1388ساعت 18:0  توسط بابک   | 

بسيار بسيار مهم : دعوت از همه توركها و ساير ايرانی های عزيز كه عاشق آذربايجان (تبريز، اردبيل، اورميه .....) هستند!! از همه هموطنان عزيز خود خواهش می كنم برای اينكار خير طومار زير را امضا نمايند. در صورتيكه تعداد امضاها به 100 هزار نفر برسد، رئيس بخش جهانی بی بی سی قول مساعد داده تا يك شبكه مستقل راديو-تلويزيون مختص خطه آذربايجان (تبريز، اورميه و ....) تاسيس كند. دوستان با اينكار عشق خود به سر ايران (آذربايجان) را ثابت كنيد و ضمنا اين مطلب را در سايت يا وبلاگ خود قرار داده و بشدت تبليغ نماييد :


درخواست از بخش جهانی‌ بی‌ بی‌ سی‌ برای تاسیس سرویس مختص آذربایجان جنوبی

در صورت موافقت، لطفا این درخواست را امضا نمائید

http://www.petitiononline.com/AZ35/petition.html

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم آذر 1388ساعت 18:0  توسط بابک   | 

سلام دوستان خوبم. نامه ها و ایمیل های مختلف و زیادی مبنی بر ادامه کار وبلاگ دریافت کرده ام. بنابراین بر آن شدم تا طبق یک نظرسنجی در قسمت نظرات این پست نظر شما را مبنی بر ادامه دادن کار وبلاگ جویا شوم. بنابراین نظرات خود را در این مورد در این پست بیان نمایید.

موفق و موید باشید.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم مرداد 1387ساعت 20:58  توسط بابک   | 

وبلاگ برای همیشه تعطیل شد
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386ساعت 4:28  توسط بابک   | 

چند تمرین جهت آمادگی برای انرژی درمانی، دیدن چاکراها، حس کردن هاله ها و تاثیر بر اذهان و اجسام ( قسمت اول)

 

سلام. بنده ورمزیارلو و ارادتمند شما بازدیدکنندگان عزیز وبلاگ هستم. بدلیل مشغله درسی بابک جهت قبولی در مقطع دکترای مهندسی برق-الکترونیک یا رشته الکترونیک قدرت، از این پس من مطالب را در وبلاگ خواهم نوشت و در حین حال شما می توانید جهت رفع مشکل خویش، به او ایمیل بزنید و با کمی وقفه جواب خود را بگیرید. در مورد پرواز روح عرض کنم که شما جهت ادامه کار می توانید کتاب پاملا وینتروپ را از کتابفروشی ها تهیه نموده و با تمرین و راهنمایی خواستن از بابک خان، به موفقیت برسید. بدلیل طولانی بودن مبحث پرواز روح، من صلاح را در این دیدم که فعلا در رابطه با دیدن چاکراها و حس کردن هاله و انرژی درمانی، مطالبی مفید و عملی را از جزوات دکتر بابک استخراج کنم و در وبلاگ قرار دهم. این جزوه مربوط به مباحثی است که ایشان حدود یک سال پیش در پی برگزاری کلاسی به مدت 3 ماه در تابستان و بطور رایگان در تهران تدریس کرده بودند و استقبال بی نظیری از آن صورت گرفته بود و شاید بعضی از بازدیدکنندگانی که در کلاس سال قبل حضور داشته اند، با این مباحث کم و بیش آشنا هستند. در آینده ای نه چندان دور نیز قصد داریم با همکاری 200 نفر، اقدام به راه اندازی سایتی با امکانات خوب کنیم که هر کس که مایل به همکاری باشد، می تواند با ایمیل دکتر بابک یا ایمیل من تماس بگیرد. اگر این طرح عملی شود، دیگر مشکلی در آپدیت و... نخواهیم داشت و فروم های ویژه ای نیز در سایت قرار خواهیم داشت. برای همکاری با ما نیز داشتن تخصص در متافیزیک یا ... الزامی نمی باشد و هر احدالناسی می تواند با ما همکاری نماید. چون ما خودمان 80 متخصص در چندین رشته تحصیلی داریم و تنها نیازمند همکاری 120 تن دیگر از شما در هر کجای ایران و هر سطح سوادی که باشید، هستیم. این سایت به زبان های فارسی، انگلیسی، ترکی، فرانسوی و روسی خواهد بود. از کسانی هم که در زمینه زبان فرانسوی تخصص کافی ( متوسط به بالا ) دارند نیز دعوت به همکاری می نماییم. مباحث این سایت در مورد علوم متافیزیک ( دکتر بابک خودمون " مقلب به بابک حکیم" ، دکتر مهدی امامی نسب، دکتر قنبری - از مباحث ابتدایی تا مباحث پیشرفته)، ریاضیات ( دکتر شهریاری، دکتر اعظمی، دکتر دانشور، دکتر عصجاری- از مباحث عمومی تا مباحث بسیار پیشرفته و دکترا )، فیزیک ( شامل فیزیک نوین-فیزیک اتمی و هسته ای-اپتیک-اختر فیزیک. دکتر اصغر عسگری که در زمینه فیزیک کوانتمی اولین شبیه ساز کوانتمی توسط کامپیوتر بعنوان یک ایرانی با اصالت سرابی بوده و استاد دانشگاه میشیگان می باشند "همکاری از طریق اینترنت" ، دکتر فضلیان، دکتر انوریان، دکتر عیوضی، دکتر مهری، دکتر نادیا هوشنگی، دکتر مینا اسودی، دکتر سینا ابتهاج-  از مباحث ابتدایی تا مباحث حرفه ای و پیشرفته)، نجوم ( گام به گام تا پیشرفته ترین مباحث-  دکتر نرگس حق شناس، برای اینکار نظر مساعد جناب آقای پروفسور عجب شیری پدر نجوم نوین ایران را نیز جلب کرده ایم)، مکانیک ( تمام گرایش ها و از مباحث ابتدایی گرفته تا سطوح فوق دکترا- بنده و جناب آقای دکتر رضایی که ایشان از دانشگاه انیستیتو ماساچوست آمریکا جایزه نخبگان مکانیک را دریافت کرده اند، دکتر فاطمه صلاحی، دکتر آیدین ورمزیارلو فرزند خودم در این بخش فعالیت خواهیم کرد)، برق ( در گرایش های الکترونیک، مخابرات، مهندسی پزشکی و برق-کنترل  که آقا بابک علاوه بر فعالیت در بخش متافیزیک، با همکاری سعید حقیقت شعار، دانشجوی فوق لیسانس الکترونیک در دانشگاه صنعتی شریف و اهل سراب، لیلی قریشی دانشجوی دکترای مهندسی پزشکی در دانشگاه صنعتی امیرکبیر( پلی تکنیک تهران)، دکتر رستمیان، دکتر رسولی و نیز با نظارت استاد گرانقدر پروفسور جبه دار مارالانی تبریزی که پدر مهندسی برق در ایران به شمار می روند، بابک در این بخش نیز در گرایش الکترونیک فعالیت محدودی خواهند نمود- از مباحث ابتدایی گرفته تا سطوح دکترا)، عمران ( دکتر طالب شقاقی، دکتر آرزو فرخ نژاد  و پروفسور مجتهدی که به سختی با پیشنهاد ما موافقت نمود- تا مباحث دکتری)، روانشناسی  ( دکتر زهرا پیرایش، دکتر شیرین هنرجو، دکتر کامران ظریف- از مباحث ابتدایی تا پیشرفته و نیز راهنمایی و مشاوره رایگان)، زیست شناسی و علم ژنتیک ( دکتر فیض الله میرفتاح، دکتر جعفر کاظمی، دکتر ژیلا خدادادی- از مباحث ابتدایی تا فوق پیشرفته همراه با راهنمایی و مشاوره رایگان در زمینه بیماری های ژنتیکی)، پزشکی و بهداشت ( مامایی- مشاوره خانواده- قلب و عروق- مغز و اعصاب- بیماری های داخلی- اورولوژی- استخوان و مفاصل- اورتوپدی- مشاوره و راهنمایی رایگان برای تشخیص و درمان بیماری همراه با ارائه دروس و مقالات مربوط به دانشجویان از پزشکی عمومی گرفته تا فوق تخصصی—فعلا مذاکره ای با پزشکان مربوطه صورت نگرفته است)، فلسفه و علم ( دکتر بیژن سلوکی، دکتر اردشیر لامعی، دکتر میترا جبارزاده، دکتر امین رادمنش- اثبات خدا و مباحث فلسفی از مباحث مقدماتی تا پیشرفته به همراه ارائه جزوات درسی رایگان).  در صورت عملی شدن این طرح و اعلام همکاری 120 از شما عزیزان، فکر می کنم این سایت بزرگترین سایت علمی به زبان فارسی خواهد بود و نیاز اساسی اکثر دانشجویان در زمینه رشته ای مذکور تا مقطع دکترا تا حدود بسیار زیادی رفع خواهد شد.  حدود 5 ماه قبل نیز با ارائه نامه ای از طرف 5 تن از اساتید برجسته فعال در این سایت ( که احتمال ایجاد آن بستگی به همکاری شما دارد)، به مقامات کشوری جهت حمایت مالی از این سایت، با وجود حمایت لفظی، متاسفانه بدلیل کمبود بودجه، از این طرح حمایت کافی بعمل نیامد. هرچند که ما حاضر بودیم نیمی از بودجه راه اندازی این سایت را عهده دار شده و بابت همکاری هر استاد، ماهیانه هزینه ای را به آنان بپردازیم، ولی نشد. البته اکثر این اساتید جهت ترویج علم و... و خدمت به مملکت، علاوه بر اینکه هیچ پولی از ما نخواسته بودند، اتفاقا از ما حمایت مای بعمل می آوردند که باز دچار مشکلات مالی از سایر جاها می شدیم. به هر حال هر کسی که مایل است، بدون کوچکترین محدودیتی می تواند به جمع ما بپیوندد. حالا به مباحث زیر توجه کنید:

 

 

تمرین1: حس کردن انرژی دست های خود

 

 []  راحت و آسوده بنشینید یا بایستید. سه نفس عمیق بکشید تا بدن تان را پرانرژی سازید.

           [] در حالیکه کف دست ها رو به بدن تان و با فاصله ای برابر با عرض بدن تان از یکدیگر قرار دارند، دست هایتان را تا ارتفاع کمر خود بالا بیاورید. عضلات دستهایتان را شل و وانهاده سازید تا انگشتان تان بطور طبیعی از یکدیگر فاصله پیدا کنند. توجه کنید که چه چیزی حس می کنید.

           [] در حینی که دستهایتان را به آهستگی بسوی هم نزدیک می سازید، دوباره توجه کنید که با انجام این کار چه چیزی حس می کنید.

           [] اکنون  کف دستهایتان را بسرعت بر روی یکدیگر مالش دهید و دوباره آنها را در وضعیت سابق قرار دهید. کف دستهایتان را به آهستگی بسوی هم حرکت دهید. توجه کنید که با انجام این کار چه چیزی حس می کنید.

           [] یکبار دیگر دستهایتان را بر روی هم مالش دهید و این بار آنها را با فاصله ای دوبرابر عرض بدن تان نگاه دارید. آنها را به آهستگی بهم نزدیک سازید. چه چیزی حس می کنید؟

           [] سرانجام دستهایتان را بر هم مالش دهید و آنها را در جلوی بدنتان با بیشترین فاصله ای که می توانید دور از یکدیگر نگه دارید. آیا تفاوتی در نوع احساس شما بوجود آمد؟

با انجام این تمرین، شاید انرژی دست هایتان را در شکل گلوله ی نرمی در میان آنها احساس کنید که اندازه آن، هربار که دستهایتان را به یکدیگر مالش می دهید، بزرگتر می شود. اگر برایتان پیش آمده که چرا چنین موضوعی اتفاق می افتد، پاسخ پرسش خود را از خود دکتر بابک بپرسید.

           [] در تمرین بعدی همین رویه را با یک یار انجام دهید تا ببینید در کنار هم چه چیزی را می توانید حس کنید.

 

 

 

 

حفظ ارتباط با کلیت بدنتان

 

بدن شما دوست شماست و تمرین زیر شما را ترغیب می کند که « در » بدنتان و با آن باشید تا گام های بیشتری در راه دوستی با آن بردارید.

 

تمرین2: با بدن بودن

 

           [] راحت و آسوده بنشینید یا دراز بکشید. خود را وانهاده سازید و آهنگ تنفس تان را کند کنید.

           [] همزمان با همگام شدن با آهنگ تنفس تان، تصور کنید که بتدریج نوری طلایی پیرامون بدن شما را فرامی گیرد. در نتیجه افزایش آگاهی شما از عملیات آرام بخشی که درون بدنتان بوقوع می پیوندند، خود را آرام و در صلح و آرامش خواهید یافت. بدن شما وسیله ای برای ابراز روح شما در زمین است. شعور شما کمک کرده است تا بدن تان را آنگونه که امروز هست بسازید. شما در درون این بدن نورانی سکونت دارید، جایی که پیوسته هزاران جابجایی انرژی در آن بوقوع می پیوندد. می توانید به کوچکترین و بزرگترین بخش های این فعالیت از طریق شبکه شعور ملحق شوید.

           [] با وانهاده شدن در درون نوری که شما را فراگرفته است، بگذارید « باشید ».

می توانید این تمرین را تا هر زمانی که بخواهید ادامه دهید یا اینکه می توانید در همین حالت به اجرای تمرین بعدی بپرداید.

 

 

تمرین3: کشف اسرار بدن

 

در بدن شما اسرار بسیاری نهفته است. بدن در درون سلولهای خود خاطره همه اتفاقاتی را که از لحظه لقاح تا کنون بر شما گذشته، بر شما ثبت کرده است.

           [] توجه تان را بر اندامی معین یا بخشی از بدن تان متمرکز کنید و در ذهنتان به آن ملحق شوید. بگذارید این بخش از بدن تان به شما نشان دهد که چه چیزی را در خود ذخیره کرده است. هر چه را که به سوی تان می آید، بپذیرید. این ممکن است در شکل کلمات، تصاویر یا احساس باشد.

 

تمرین4: جریان انرژی از طریق پوست

 

از تمرین 3 به یعد شما می توانید به ادراک انرژی ای که از پوست شما جریان پیدا می کند، اقدام کنید.

 

           [] بر پوست خود بعنوان بسته ای بعنوان بسته ای محتوی آگاهی که شما را با انرژی های پیرامون تان مرتبط می سازد، متمرکز شوید. از انرژی هایی که در این لحظه شما را فراگرفته اند، آگاه باشید.

           [] همانطور که در این آگاهی وانهاده تر و وانهاده تر می شوید، ببینید که آیا می توانید بین انرژی های مختلف، تمایز قائل شوید یا نه. آیا انرژی ای  وجود دارد که در آن دوست ندارید یا اینکه در مورد آن احساس ناراحتی می کنید؟

           [] بگذارید از انرژی های آرامش و عشق که در پیرامون شما جاری است، آگاه شوید. در آنها فرو بروید و جریان آنها را احساس کنید. آنها از طریق منافذ پوست جذب آن می شوند و به تمام اندام ها و تک تک سلولهای بدن شما نفوذ می کنند. ببینید که این نیروی سودمند با جریان آزادانه ی خود نیروی حیات را به درون شما انتقال می دهد.

این تمرین را در وضعیت ایستاده، نشسته و درازکش در هوای آزاد نیز به انجام برسانید. انجام این تمرین در هوای آزاد چه تفاوت هایی دارد؟ به هنگام اجرای این تمرین، هرگونه الگوها یا ساختارهایی را که در ذهن تان می بینید، یادداشت کنید. همچنین می توانید احساسی را که بعد از انجام تمارین دارید را در بخش نظرات وبلاگ بنویسید تا دیگران نیز از آن سود ببرند.

 

 

 

در تمرین « با بدن بودن»، سعی کنید دست کم تا زمان پایان یافتن ارتباط، مشکلات و مسایل خود را تجزیه و تحلیل نکنید. اگر دچار بیماری یا جراحتی هستید، به آنچه بدنتان ممکن است در این مورد به شما بگوید –  ندای درونی –  گوش فرا دهید. اگر حالت عاطفی معین یا احساس خاصی را در جایی از بدنتان کشف کردید، بگذارید این بخش از بدنتان در مورد ادراک و احساسات تان با شما سخن بگوید.

پس از پایان این ارتباط، در ذهن خود ببینید که جریان انرژی طلایی پیرامون شما به رنگ صورتی –  رنگ عشق –  تغییر می یابد.

بگذارید این انرژی صورتی رنگ در تمام بخش های بدنتان نفوذ کند. از آن سپاسگذاری کنید.

پس از پایان تمرینات بدنی، ممکن است خود را در حالتی احساس کنید که نزدیک به حالت مراقبه است. در این زمان مطمئن شوید که می توانید پاهایتان را احساس کنید. انگشتان پاهایتان را بجنبانید. قبل از برخاستن و پرداختن به کارهای دیگر، مطمئن شوید که به هوشیاری « طبیعی» خود بازگشته اید. شاید شما هم اکنون همانند ویلیام بلیک، این احساس را دارید که برخلاف آنچه که در ابتدا گمان می کردید، بدن تان از روح جدا نیست.

 

در ادامه بحث، به بحث در مورد تمارین عملی حس کردن هاله، به تصویر درآوردن برداشت های خود از هاله، برداشت از هاله یک یار، جستجوی نور درون، تنفس نور، نور بودن، حس کردن چاکراها به منظور مشخص کردن محل آنها، حس کردن چاکراها از پشت، حس کردن رنگ چاکراها، حس کردن رنگ چاکراها با یک یار، متعادل کردن چاکراها، متعادل کردن چاکراهای خود، تنظیم چاکراها، تنظیم چاکراها با یک یار، بستن چاکراها، تنفس رنگین کمانی، دایره محافظ و......... خواهیم پرداخت.

 

ایلیار ومزیارلو، استاد دانشگاه تهران و علم وصنعت -  به نقل از جزوه شماره 9 دکتر بابک حکیم

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم مرداد 1386ساعت 22:20  توسط بابک   | 

 

 

 

با عرض سلام. امروز در مورد تمرین اول پرواز روح مختصر توضیحی آورده ام. دلیل این مختصر نویسی و نپرداختن به جزئیات، تنگی وقت و طولانی بودن موضوع است که ممکن است بعضی از خوانندگان را خسته کند. پس صلاح دیدم که توضیح مختصر و مفیدی ارائه نمایم تا بتوانیم به نوشتن تمارین روز دوم و... هم برسیم و مطلب ناقص نماند. هرگونه سوال و مشکل خود را به ایمیل این حقیر بفرستید و اگر موضوعی را درک نکرده باشید، آن را با من در میان بگذارید تا بتوانم کمکتان بکنم. یکی از دوستان نیز در بخش نظرات اذعان کرده بودند که در حین انجام بعضی از تمارین متافیزیکی دچار مشکل و ... شده بودند. اول اینکه خدمت این دوست عرض شود که فقط در کلاس های معتبر ثبت نام نمایند و احتمالا ایشان کنار یک استاد کم تجربه دوره می دیدند که باز عرض می کنم که برای رسیدن به وضعیت مطلوب، مو به مو تمامی تمارینی که انجام داده بودند و بعلاوه جزئیات تمامی مشکلاتی که بعد از تمرین برایشان پیش آمده بود را بنویسند تا بتوانم کمکشان کنم. حال می پردازم به درس اول فرافکنی روح از بدن:

 

بدن خودتان را در آئینه بطور کامل بررسی کنید. برای اینکار در یک مکان بسیار امن و خلوت ( با عرض پوزش) و ترجیحا در حمامی که دارای آئینه نسبتا بزرگی است کاملا لخت شده و تمامی اعضای بدنتان را بطور بسیار دقیق و نقطه به نقطه وارسی نموده و شکل و حالت مخصوص هر نقطه از بدنتان را نقطه به نقطه بخاطر بسپارید.

 طیفی از احساسات درونی را درک کنید.

منقبض شدن و منبسط شدن آگاهی در وجودتان را احساس کنید.

مرکز توجه خودتان را به داخل و خارج بدنتان تغییر بدهید.

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم تیر 1386ساعت 22:45  توسط بابک   | 

با عرض سلام و خسته نباشید خدمت همگی دوستان
امروز که نظرات را می خواندم بر آن شدم که وظیفه خود را انجام داده و پاسخگوی بعضی از سوالات شما دوستان عزیز شوم.
اول از همه حسین آقای گل. خدمتتان عرض شود که دوست عزیز و محترم، با وجود اینکه شما تو بخش نظرات به من حقیر توهین و... کردید، ولی بنده بدلیل احترام به نظرات خوانندگانی عزیز همانند شما نظر شما رو از بخش نظرات حذف نکردم. اول اینکه واقعاً آدم غیر منطقی بوده و وبلاگ بنده را بطور دقیق و کامل نخوانده اید. دوم اینکه آموزش پرواز روح منحصرا تو وبلاگ من بوده و سایت هایی از قبیل ارواح و... که همگی به دیدی غیر منطقی به این موضوع پرداخته و سعی در انحراف اذهان به خرافات و... را دارند. روشی که بنده تو وبلاگ نوشتم کاملا علمی بوده و هیچ سانسور و... در آن صورت نگرفته است. این روش تا بحال تو هیچ سایت خارجی یا ایرانی نوشته نشده و شما می توانید این ادعای من حقیر را از طریق سئرچ تو گوگل بپذیری. به دوستان عزیز هم توصیه می شود که فقط با روشی که این حقیر تو وبلاگ آورده به انجام یه پرواز روحی بپردازند. ضمنا قرار نیست که اگر شما با خرید فلان کتاب از فلان سایت حقه بازی و رعایت نکردن بعضی نکات حین تمرین که منجر به موفقیت شما در زمینه پرواز روحی نشده، همه را به باد انتقاد گرفته و این همه ناسزا بگویید. در حقیقت این مشکل خود شماست و ربطی به دروغین بودن پرواز روح و... ندارد. در ضمن یک روز بیایید و تو بخش نظرات با من مناظره علمی کنید تا معلوم شود که حق با من است یا تو. فکر کنم شما خودتون دچار مشکلات روحی روانی بوده و با عرض معذرت یه نوع آدم عقده ای هستید و بجای آوردن دلایل منطقی برای رد نظریه پرواز روح به شخصیت افراد توهین کرده و یه مشت چرت و پرت می نویسید. ضمنا فکر خودش از روح و روان ناشی می شود و فکر نکن که از ماده ناشی می شود. چون این فکر است که بر جسم تاثیر می گذارد و نه جسم بر فکر. بنده برای توجیه بهتر به شما توصیه می کنم بپردازید به نظریه تارها و نظریه 8 بعدی بودن جهان و نیز مطالعه عمیق مربوط به مباحث چهارتاها. ضمنا بنده خودم طرف حق و حقیقت هستم و شدیدا طرفدار منطق. پس بنده این چیزها را بجز تحقیق و مطالعه بسیار عمیق علمی نپذیرفته ام. البته هدفم خودستایی نیست؛ ولی کسی که 4 سال تو دانشگاه صنعتی شریف و 2 سال تو دانشگاه صنعتی امیرکبیر درس خونده باشه، بعیده که احمق باشه و این ادعاها را بدون تحقیق و مطالعه فراوان پذیرفته باشد. ضمنا اگه قراره با این چند تا چرندیات تو که نتوانسته نظریه عملی و علمی پرواز روح رو رد کنه همه بگن دروغه و... آدم عاقل و منطقی اسم همه رو میذاره احمق! اگه خلاف گفته های من ثابت میشد چه لزومی داشت که تو لندن، آمریکا، کانادا و... دانشگاه های بسیار بزرگ علوم روحی تاسیس بشه و یا همه ساله نشستی تو دنیا در مورد علوم متافیزیک برگزار بشه. ضمنا من قادرم ادعاهای خودمو با زبان ریاضیات نیز برای تو ثابت کنم. اگر واقعا سواد ریاضی داری و مغزت کشش مباحث بسیار پیشرفته و پیچیده ریاضیات رو داره، بیا تا واست اثبات کنم. ضمنا من سال هاست که تو این زمینه کار می کنم و کمای من مربوط به 2 ماه پیش بود. یعنی اینکه کما سبب نشده که من تغییر کنم و... و اخلاقم عوض بشه و یا بعد از بهوش آمدن به این مسایل معتقد شوم و... نخیر. بنده قبل از کما بدین مسایل با دلایلی بسیار معتبر و علمی معتقد بوده و اصلا ربطی به کما ندارد. پس شما وبلاگ منو دقیق مطالعه نفرموده اید. منتظر نظرات بعدی ات هستم.
از آقای (( یه دوست)) هم واقعا سپاسگزارم. ممنونم از شما
یکی از دوستان بنام ایمان نیز گفته بود که: لطفا سقوط رو هم توضیح بدهید و... که تا هنگام فرود پای افراد نشکند و... که واقعا جای خنده دارد و فکر می کنم که این دوست خوبمان نیز قصدش مسخره کردن و.. بود.
دوست دیگری نیز گفته بود که: استاد به اصطلاح متافیزیک، اولا ترانس فیزیک درسته نه متافیزیک. شما حتی اسم این علم را هم نمی دانید. دوست خوبم، خدمت شما نیز عرض شود که متافیزیک = فراتر از فیزیک یا ماده یا طبیعت. متا = فرا. ترانس یا Trance هم که یعنی خلسه، بیهوشی، حالت هیپنوز، از خود بیخود شدن. عامیانه تر ترانس یعنی خلسه. ما تو متافیزیک با مباحث ماورای فیزیک کار داریم. پس کلمه متا صحیح تر است. در همه جا هم متافیزیک گویند. ترانس فیزیک معنای خاصی ندارد. اما خود ترانس زیر مجموعه ای از مباحث مربوط به متافیزیک است.
دوست دیگری بنام آشنا هم گفته بود که: مطلبتون خیلی مفید بود.ولی ببخشید این کار درستی نیست که به وسیله ی پرواز روح تو زندگی خصوصی مردم سرک بکشیم و اطلاعات بدست بیاریم.شاید اون طرف از این که مسائل خصوصی زندگیشو بفهمیم راضی نباشه. آیا به نظر شما این کار درست و عادلانست؟؟؟ اگه در این مورد بیشتر صحبت کنید و توضیح بدید بهتره. چشم دوست عزیز. چون روح صرفا پاک و قدیس است فلذا خروج روح از بدن موجب بر ملا شدن بعضی حقایق تکان دهنده می شود، تجربه به افراد مختلف نشان داده که افرادی که قصد سوء استفاده در بکارگیری این فنون را دارند،
از آقای (( یه دوست)) هم واقعا سپاسگزارم. ممنونم از شما
یکی از دوستان بنام ایمان نیز گفته بود که: لطفا سقوط رو هم توضیح بدهید و... که تا هنگام فرود پای افراد نشکند و... که واقعا جای خنده دارد و فکر می کنم که این دوست خوبمان نیز قصدش مسخره کردن و.. بود.
دوست دیگری نیز گفته بود که: استاد به اصطلاح متافیزیک، اولا ترانس فیزیک درسته نه متافیزیک. شما حتی اسم این علم را هم نمی دانید. دوست خوبم، خدمت شما نیز عرض شود که متافیزیک = فراتر از فیزیک یا ماده یا طبیعت. متا = فرا. ترانس یا Trance هم که یعنی خلسه، بیهوشی، حالت هیپنوز، از خود بیخود شدن. عامیانه تر ترانس یعنی خلسه. ما تو متافیزیک با مباحث ماورای فیزیک کار داریم. پس کلمه متا صحیح تر است. در همه جا هم متافیزیک گویند. ترانس فیزیک معنای خاصی ندارد. اما خود ترانس زیر مجموعه ای از مباحث مربوط به متافیزیک است.
دوست دیگری بنام آشنا هم گفته بود که: مطلبتون خیلی مفید بود.ولی ببخشید این کار درستی نیست که به وسیله ی پرواز روح تو زندگی خصوصی مردم سرک بکشیم و اطلاعات بدست بیاریم.شاید اون طرف از این که مسائل خصوصی زندگیشو بفهمیم راضی نباشه. آیا به نظر شما این کار درست و عادلانست؟؟؟ اگه در این مورد بیشتر صحبت کنید و توضیح بدید بهتره. چشم دوست عزیز. چون بدین ملب در حین آموزش اشاره خواهد شد، پس بهتر است کمی صبر کنید. چون جوابش طولانی است.
با تشکر از نظرات آموزنده شما
بابک






آماده کار شدن
رسیدن به احساس خروج روح از بدن به این معنی نیست که شما جسم خود را رها کنید و از حقایق زندگی روزانه به دور مانید. برعکس، این تجربه به شما این امکان و قدرت را می دهد که خیلی بهتر بتوانید بین جسم و روح خویش به برقراری ارتباطی سازنده و آموزنده نایل آیید و حقایق محیطی را بهتر بشناسید. در واقع هر قدر که شما از لحاظ جسمی و روحی در وضعیت ریلاکس تر و آرامتری قرار بگیرید، سرعت درک و عمق احساس خروج روح از جسم برای شما بهتر و عملی تر می گردد.
اولین گام را بصورتی بر می داریم که شما درک فیزیولوژیک خیلی بهتر و دقیقتری را نسبت به جسمتان پیدا کنید. با گذشت روزهای هفته، بتدریج شما این امکان را پیدا می کنید که توجه اتان را از برون به درونتان معطوف و منعکس سازید. در این جریان، شما بیشتر از درون و عوامل محیطی آگاه می شوید.
پس از اینکه هفته تمرین را پشت سر گذاشتید، شما آگاهی بسیار گسترده تری نسبت به کالبدتان پیدا می کنید و ادراک عصبی و جریانات الکتریکی یا عصبی منشاء گرفته از آنها برای شما آشناتر شده و با معناتر می شوند. در این شرایط شما بایستی این قدرت و مهارت را پیدا کنید که به سرعت از خلوت درون به جهان برون توجه و تمرکز پیدا کنید.
در طول هفته اول شما این امکان را پیدا می کنید تا به یک شکل یا حالت تغییر یافته ذهنی که "ریلاکس شدن آگاهانه" است دست یابید. در این شرایط در حالیکه جسم شما در یک وضعیت ریلاکس بودن خیلی عمیق و گسترده قرار گرفته، ولی ذهن و فکر شما بسیار هشیار و آگاه است. در این جریان، آگاهی شما نسبت به جسمتان کاهش و نسبت به فکر و روحتان افزایش پیدا می کند. حتی در این مرحله هم شما این امکان را پدید آورده اید که بصورتی سست و نسبی بین جسم و فکر شکاف و جدایی پدید آوردید.
+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم تیر 1386ساعت 18:18  توسط بابک   | 

با عرض سلام و پوزش.

من بابک هستم و حالم خوب شده و بهتر شده ام.

امروز می پردازیم به آموزش برونفکنی ( فرافکنی یا پرواز) روح. قرار است یک ماه بعد پس از نوشتن کلیات و مقدماتی چند در این باره به توزیح جزء به جزء فرافکنی روح بپردازم. دوره آموزشی ۳۰ روز خواهد بود و شما بعد از ۳۰ روز تمرین قادر خواهید شد تا روح اتان را بطور کامل از بدنتان جدا کرده و آزادانه به هر کجا که خواستید سفر کرده و از کسانی را که آنها را می شناسید بطور مخفیانه و نامرئی اطلاعات کسب کنید! حال ترتیب و مراحل پرواز روح را می نویسم:

۱. مقدماتی چند در این باره و تجربیاتی را که افراد مختلف کسب نموده اند

۲. تمارین عملی برای فرافکنی روح در ۳۰ روز  Out Of Body Experience In 30 Days :

هفته اول: آماده کار شدن

روز اول: از میان آیینه

روز دوم: حالات تغییر یافته ای از آگاهی

روز سوم: یک دیدگاه شنیداری

روز چهارم: یک سفر سرشار از احساس

روز پنجم: روش لوور

روز ششم: بلیط برگشت

روز هفتم: از زندگی مادی دور نشویم

خلاصه برنامه هفته اول

هفته دوم: آمادگی برای پرواز کردن

روز هشتم: صعود بر بلندای جسم

روز نهم: اتاقی با یک منظره

روز دهم: در آنجا بودن

روز یازدهم: لذت خریدن از یک فروشگاه

روز دوازدهم: در درون شما و بدون شما

روز سیزدهم: کار ناتمام

روز چهاردهم: روزهایی از آینده سپری شده شما

خلاصه برنامه های هفته دوم

هفته سوم: ارتفاع گرفتن

روز پانزدهم: پرواز شبانه

روز شانزدهم: هیچ جایی مانند خانه نیست

روز هفدهم: نوای موسیقی

روز هیجدهم: جاکوزی در آسمان

روز نوزدهم: خط سیر خاطرات

روز بیستم: یک برنامه خیلی خصوصی و دوستانه

روز بیست و یکم: یک برنامه روحی یا روحانی

خلاصه هفته سوم

هفته چهارم: پرواز

روز بیست و دوم: مشاهدات شبانه

روز بیست و سوم: صبح روز بعد

روز بیست و چهارم: پرواز شاعرانه

روز بیست و پنجم: وقت سفر

روز بیست و ششم: مسخ

رور بیست و هفتم: ادراک گسترش یافته

دروز بیست و هشتم: ارتباط گسترش یافته

خلاصه هفته چهارم

روز بیست و نهم و سی ام: پرواز آزاد

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم خرداد 1386ساعت 13:56  توسط بابک   | 

با عرض سلام

مقاله زیر در مورد جهان های موازی می باشد. چون که من جزوه ای از آقای حكيم جهت تایپ آن روی وبلاگ ( بدلیل بستری بودن وی) ندارم و نیز متافیزیک در حوزه تحصیلاتی و علمی بنده قرار ندارد مقاله زیر را تهیه نموده ام که تا حدودی با متافیزیک ارتباط دارد و نظریه همزاد را به اثبات می رساند.

ایلیار ورمزیارلو

دید کلی

  • آیا نسخه دومی از شما ، یک رونوشت از خود شما وجود دارد که همین الان مشغول خواندن این مقاله باشد؟
  • آیا شخصی دیگر با اینکه شما نیست، روی سیاره‌ای به نام زمین با کوههای مه گرفته ، مزارع حاصل خیز و شهرهای بی در و پیکر در منظومه شمسی که هشت سیاره دیگر نیز دارد، زندگی می‌کند؟
  • آیا زندگی این شخص از هر لحاظ درست عین زندگی شما بوده است؟
  • اگر جوابتان مثبت است، شاید در این لحظه او تصمیم بگیرد این مقاله را تا همین جا رها کند، در حالی که شما به خواندن مقاله تا انتها ادامه خواهید داد.




نظریه جهانهای موازی

اندیشه وجود یک خود دیگر نظیر آنچه که در بالا شرح آن رفت عجیب و غیر معقول به نظر می‌رسد، اما آنگونه که از قرائن بر می‌آید انگار مجبوریم آن را بپذیریم. زیرا مشاهدات نجومی از این اندیشه غیر مادی پشتیبانی می‌کنند. بنابر این پیش بینی ساده‌ترین و پر طرافدارترین الگوی کیهان شناسی که امروزه وجود دارد، این است که هر یک از ما یک جفت (همزاد) داریم که در کهکشانی که حدود 10280 متر دورتر از زمین قراردارد، زندگی می‌کنند.

این مسافت آنچنان زیاد است که بطور کامل خارج از هر گونه امکان بررسیهای نجومی است، اما این امر واقعیت وجود نسخه دوم ما را کمرنگ نمی‌کند. این مسافت بر اساس نظریه احتمالات مقدماتی برآورده شده و حتی فرضیات خیال پردازانه
فیزیک نوین را نیز در بر نگرفته است.

فضای بیکران

اینکه فضا بیکران است و تقریبا بطور یکنواخت از ماده انباشته شده است، چیزی که مشاهدات هم آن را تأیید می‌کنند. در فضای بی کران حتی غیر محتمل‌ترین رویدادها نیز بالاخره در جایی ، اتفاق خواهند افتاد. در این فضا ، بینهایت سیاره مسکونی دیگر وجود دارد، که نه تنها یکی بلکه تعداد بیشماری از آنها مردمانی دارند که شکل ظاهری ، نام و خاطرات آنها دقیقا همان هاست که ما داریم. به ساکنانی که تمامی حالتهای ممکن ار گزینه‌های موجود در زندگی ما را تجربه می‌کنند. من و شما احتمالا هرگز خودهای دیگران را نخواهیم دید.


وسعت عالم

دورترین فاصله‌ای که ما قادر به دیدن آن هستیم، مسافتی است که نور در مدت 14 میلیارد سال که از انفجار بزرگ و آغاز انبساط عالم سپری شده است، طی می‌کند. دورترین اجرام مرئی هم اکنون حدود 4x1026 متر دور تر از زمین قرار دارند. این فاصله که عالم قابل مشاهده توسط ما را تعریف می‌کند. بطور مشابه ، عالمهای خودهای دیگر ما کراتی هستند به همین اندازه ، که مرکزشان روی سیاره محل سکونت آنهاست. چنین ترکیبی ساده‌ترین و سر راست‌ترین نمونه از جهانهای موازی است. هر جهان تنها بخشی کوچک از "جهان چند گانه" بزرگتر است.

جدال فیزیک و متا فیزیک

با این تعریف از جهان ممکن است شما تصور کنید که مفهوم جهان چند گانه تا ابد در محدوده قلمرو متا فیزیک باقی خواهد ماند. اما باید توجه داشت که مرز میان فیزیک و متا فیزیک را این مسأله که یک نظریه از لحاظ تجربه قابل آزمون است، یا خیر تعیین می‌کند نه این موضوع که فلان نظریه شامل اندیشه‌های غریب و ماهیتهای غیر قابل مشاهده است. مرزهای فیزیک به تدریج با گذر زمان فراتر رفته و اکنون مفاهیمی است بسیار انتزاعی تر نظیر زمین کروی ، میدان الکترو مغناطیسی نامرئی ، کند شدن گذر زمان در شرعتهای بالا ، برهمنهی کوانتومی ، فضای خمیده و سیاهچاله را در بر گرفته است. طی چند سال گذشته مفهوم جهان چند گانه نیز به این فهرست اضافه شده است.

پایه این اندیشه بر نظریاتی است که امتحان خود را به خوبی پس داده‌اند. نظریاتی همچون
نسبیت و نظریه مکانیک کوانتومی ، افزون بر آن به دو قاعده اساسی علوم تجربی نیز وفادار است. که پیش بینی می‌کنند و می‌توانند آن را دستکاری نمایند.

انواع جهانهای موازی

دانشمندان تا کنون چهار نوع جهان موازی متفاوت را تشریح کرده‌اند. هم اکنون پرسش کلیدی وجود یا عدم جهان چند گانه نیست، بلکه سوال بر سر تعداد سطوحی است که چنین جهان می‌توان داشته باشد. یکی از نتایج متعدد مشاهدات کیهان شناسی اخیر این بوده است که جهانهای موازی دیگر مفهومی خیال پردازانه و انتزاعی صرف نیست. به نظر می‌رسد که اندازه فضا بینهایت است. اگر اینگونه باشد، بالاخره در جایی از این فضا هر چیزی که امکان پذیر باشد واقعیت خواهد یافت. اصلاً مهم نیست که امکان پذیری آن تا چه حد نامتحمل است.

فراسوی محدوده دید تلسکوپهای ما ، نواحی دیگری از فضا کاملا شبیه آنچه که پیرامون ماست وجود دارند، آن نواحی یکی از انواع جهانهای موازی هستند. دانشمندان حتی می‌توانند محاسبه کنند که این جهانها بطور متوسط چقدر با ما فاصله دارند و مهمتر از همه اینکه تمامی اینها فیزیک حقیقی و واقعی است. زمانی که کیهان شناسان با نظریاتی روبرو می‌شوند که از استحکام لازم برخوردار نیستند، نتیجه می‌گیرند که جهانهای دیگر می‌توانند ویژگیها و قوانین فیزیکی کاملا متفاوتی داشته باشند. وجود این جهانها بسیاری از جنبه‌های پرسش بنیادی در خصوص ماهیت زمان و قابل درک بودن جهان فیزیکی را پاسخ داد.
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1386ساعت 1:21  توسط بابک  

سلام

خبر فوری...................

روز دوشنبه هفته قبل متاسفانه آقای حكيم با یک دستگاه اتوموبیل پیکان تصادف کرده و تا به امروز در کما به سر می برند. آخرین اخبار بعدا نوشته خواهد شد.

ایلیار ورمزیارلو

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم اردیبهشت 1386ساعت 14:7  توسط بابک  

با عرض سلام و پوزش

وبلاگ موقتا بدلیل حجم بسیار زیاد و سنگینی مطالب دانشگاهی و اینکه امتحانات میان ترم کارشناسی ارشد الکترونیک دانشگاه امان آغاز شده  تا اطلاع ثانوی تعطیل می باشد.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم اردیبهشت 1386ساعت 18:35  توسط بابک   | 

سرعت نور در خلاء تقریبا معادل با 8^10*3 است، یعنی300000000 کیلومتر را

 

 در عرض یک ثانیه می پیماید. فرمول نسبیت انیشتین بطور شهودی و قابل درک

 

و فهم بدین صورت می باشد که اگر جسمی با هر جرمی را به سرعت نور

 

برسانیم، آن جسم خاصیت ماده بودن و شکل و جرم را از دست داده و به انرژی

 

تبدیل می شود. این فرمول انیشتین که اساسی ترین فرمول فیزیک نوین نیز به

 

شمار می رود، مباحث فلسفی و علمی بسیار زیادی را در بر می گیرد و از آن

 

جمله می توان به اثبات معاد و همان نامه اعمالی که در قرآن کریم نیز بدان

 

اشارات فراوانی شده است، اشاره کرد و از این نظریه دانشمند یهودی الاصل

 

آلمانی چنین بر می آید که می توان به گذشته سفر کرد و یا آینده را دید که

 

دانشمندان طی چند دهه اخیر و پس از مرگ انیشتین، با کالبد شکافی بسیار

 

عمیق این فرمول، بدین نتایج رسیده و در ضمن بحثی جدید تحت عنوان نظریه سفر

 

در زمان، پیش روی عالم و هستی باز کرده اند که الان بنده به توجیه و توضیح

 

بسیار کامل و علمی و منطقی این مساله پرداخته و با ساده ترین مثال ها و

 

براهین، به اثبات آن ها می پردازم. دوستان عزیز، ببینید، همه می دانیم که

 

لحظه ها گذرا هستند و ما باید قدر ثانیه های زندگی امان را خوب بدانیم،

 

چرا که دیگر نمی توانیم آن را جبران کنیم و گذشته ها گذشته. هر عملی که از

 

ما سر می زند، بصورت انعکاس نوری در فضا پخش می شود و ما چون ظهوریتمان

 

بر اساس انعکاس نور است، هر هرکتی از ما بدلیل انعکاس نور هر چیز درخشان

 

و همچنین امواج الکترومغناطیسی که از تمام اجسام ساطع می شود،(یعنی هر جسمی

 

از خود بواسطه مادی بودن، امواجی در طیف های مختلف که بستگی به جنس ماده

 

دارد، تحت امواج الکترومغناطیسی تولید می کنند. سرعت امواج الکترومغناطیسی

 

در هر طیفی معادل با سرعت نور است در خلاء. بنابرین تمام اعمال و حرکات و

 

نیز عکس العمل های ما در قالب این امواج و نیز باز تابش نور خورشید یا

 

هر چیز دیگر در فضای بی کران و با سرعت بسیار زیاد و دست نیافتنی نور

 

انتشار پیدا می کند. در ضمن اشاره کنم که دلیل دیدن اجسام یا اشخاص،

 

بازتاب نور و نیز امواج الکترومغناطیسی می باشد که چشم ما نیز با تنظیم

 

آن، آن را از طریق شبکه های عصبی و به شکل پالس به مغز ارسال نموده و

 

ابتدا قسمتی از مغر آن را پردازش و بعد به قسمت دیگر مغرتان ارسال نموده

 

و در آن قسمت مغز، تصویر بدست می آید. حال با توجه به سرعت نور(300000000

 

 کیلومتر در ثانیه)، مثلا اگر من دستم را تکان دهم، از آنجاییکه دیگر نمی

 

توانم چند ثانیه به عقب برگشته و تصویر را دوباره ببینم، فقط یک راه حل

 

دارم که آن تکان دادن را بطور دقیق تر و واضح تر ببینم.( می دانم که

 

بدلیل سرعت بیش از اندازه و فراطبیعی که این امواج بازتابی دارند، نمی

 

توانم آن را دوباره ببینم.) آن هم اینکه مثلا بعد از اینکه دستم را تکان

 

دادم، بلافاصله در فاصله ای معادل با 300000000 کیلومتر دور تر و در جهت

 

انعکاس امواج بازتابی بدن ام قرار بگیرم! مسلما نمی توانم تا چنین مسافتی

 

و آن هم در عرض یک ثانیه قرار بگیرم، مگر اینکه با سرعتی معادل سرعت نور

 

حرکت کنم تا بتوانم به امواج بازتاب شده از من که با سرعت نور از من دور

 

شده و حرکت می کنند، برسم. با گذشت زمان، باید فاصله بیشتری جهت مرور آن

 

صحنه طی کنم و سرعت ام نیز باید بیش از سرعت نور باشد تا به آن گذشته که

 

بازتابی از امواج الکترومغناطیسی و نوری است که بعد از برخورد با بدنم،

 

بازتاب کرده و ما و کسانی که در دامنه این امواج قرار دارند نیز در یک

 

لحظه آن را دیده و بعد از آن بدلیل سرعت بسیار زیادی که این امواج دارند،

 

از ما دور شده و در فضا انتشار می یابند و دیگر هرگز نمی توانیم آن را

 

ببینیم و با گذشت زمان نیز دیدن آن حتی اگر به سرعت نور برسیم، ممکن

 

نبوده و باید علاوه بر پیمودن مسافت های بسیار طولانی را با گذشت هر چه

 

بیشتر زمان پیموده و سرعت امان را بیشتر از سرعت نور کنیم تا بتوانیم آن

 

صحنه را دوباره بینیم. پس بعد از این تکان دادن، یک ثانیه بعد این صحنه

 

با سرعتی که دارد، در فاصله 300000000 کیلومتری از من قرار دارد و در

 

تمامی جهات در فضا منتشر می شود. بعد از دو ثانیه، این صحنه در فاصله 600000000

 

 کیلومتری از من قرار می گیرد و با گذشت هر ثانیه، این صحنه از من دورتر

 

و دورتر می شود. ...................................................................

  

اما آیا بشر هنوز به این تکنولوژی دست یافته که به سرعت نور برسد؟ حتی اگر به فرض به سرعت نور دست یافته باشد، آیا محال است بشر بتواند با سرعت نور

( مثلا بر سیاه چاله ای در فضا سوار شده که سرعت اش حتی از سرعت نور هم بیشتر است – البته باز قادر نیست بتواند بر چنین سیاه چاله ای که سرعت اش مافوق نور است سوار شود -) حرکت کند؟ باز قانون نسبیت انیشتین را در نظر بگیرید، هر جسمی به سرعت نور برسد... پس باز نمی توانیم با سرعت نور حرکت کنیم، چون نیست می شویم و با تبدیل شدن کالبد مادی امان به انرژِی، می میریم. اما یک روش ساده تر برای سفر به گذشته وجود دارد که در آن نیازی به چنین تکنولوژی های پیشرفته ای نداریم و علاوه بر آن به انرژی هم تبدیل نمی شویم و نظریه نسبیت انیشتین نیز در این روش صدق نمی کند و آن چیزی نیست جز فرافکنی روح. کالبد روحی ما از غیر ماده تشکیل شده و این را نیز در نظر بگیرید که نور نیز حالتی بین ماده و غیر ماده دارد. هر چه ترکیبات و ساختار ماده یا جسمی به یک غیر میل می کند، به همان اندازه نیز سرعت و تحرک آن به سرعت نور یا فراتر از ان میل می کند. در ساختار اتمی غیر ماده، مباحث همجوشی مطرح می شوند. این مباحث را اگر بخواهید، در بخش نظرات از من توضیح آن را نیز بخواهید تا بطور کامل با روش هایی بسیار ساده، آن ها را توضیح بدهم.

مثال ساده برای یک غیر ماده، کوتوله های سفید فضایی هستند که چون ساختار فیزیکی ندارند، یک غیر ماده تلقی می شوند و برای اینکه برای رسیدن به تراز فیزیکی و ماده، تمایل بسیار شدیدی دارند، بنابراین هر ماده ای که دارای ساختار مادی یا فیزیکی است، اگر در برابر این کتوله های سفید قرار بگیرند، به سرعت بلعیده شده و نیست می گردند و این برای این است که با بلعیدن آن، این کوتوله می خواهد به تراز مادی برسد. البته این کوتوله با بلعیدن جسمی با حجمی بینهایت هم حالت غیر مادی بودن خود را حفظ خواهد کرد. این کوتوله های غیر فیزیکی مثل این هستند که مثلا ما کره زمین را با همجوشی آن قدر متراکم کرده ایم که به اندازه یک نخود کوچک شده و دانشجویان مهندسی عمران یا مکانیک نیز همانطور که در دروس استاتیک 1 و 2 و یا محاسبات فنی و مکانیک خاک مباحثی پیرامون تراکم خوانده اند، بهتر می دانند که هر جسم متراکم و حتی منبسط و مطول شده ای تمایل به بازگشت به حالت اولیه و نرمال خود را دارند. حال باز می گردیم به سر اصل مطلب. روح چون قوی ترین غیر ماده است و ساختاری متعالی و روحانی دارد، بنابراین سرعت آن بینهایت است. اما سرعت بینهایت به چه معناست؟ یعنی یک حالت مبهم در ریاضی و ما می دانیم که سرعت در فیزیک برابر است با مسافت یا مکان طی شده بر مدت زمان طی مسافت. یعنی مکان تقسیم بر زمان. سرعت بینهایت یعنی مکانی بینهایت تقسیم بر زمان صفر که در صفر ثانیه، بینهایت مکان طی می شود و کلا در ریاضی که مادر علوم است، به عبارت بینهایت بر صفر، حالت صفر یا تعریف نشده می گویند که علم فیزیک و حتی ریاضی نتوانسته مکان بینهایت و نیز حالت بینهایت تقسیم بر صفر را تعریف  کند و( در مباحث متافیزیک که هم "مکان بینهایت" تعریف می شود و هم حالت مبهم "بینهایت بر صفر" یا حتی "عدد بر صفر" در ریاضیات که سایر علوم قادر به تعریف این مفاهیم نیستند و این مباحث در حیطه متافیزیک بحث می شود که علاوه بر اینکه متافیزیک قادر به توجیه تمام قوانین ناشناخته و مبهم و تعریف نشده در حیطه مادی است، حتی  قادر است تا مباحث موجود در حیطه مادی را مورد بحث قرار دهد و همه شاخه های ریاضی، تجربی، فلسفی، شیمی و... را توجیه نماید. در متافیزیک مکان بینهایت یعنی هر مکانی! در متافیزیک برای زمان دو حالت صفر ( عدم وجود) و یک ( وجود) را در نظر می گیرند. زمان صفر در عوالم غیر مادی تعریف می شود و بدین معنا که در عالم غیر مادی، بعد زمان وجود ندارد، چون مکان بینهایت است و محدود نیست تا زمانی وجود داشته باشد. زمان یک برای جسم یا ماده که در مکانی محدود محصور شده، تعریف می شود و بدین معنی که با بوجود آمدن ماده، علاوه بر این که ماده محدود است، مکان نیز بینهایت نیست و در یک حیطه تعریف شده و زمان نیز موقعی معنا پیدا می کند که محدودیت معنا پیدا کند که این زمان بدلیل اینکه این جهان محدود است، تعریف می شود و بعدی پیدا می کند که در فیزیک بدان بعد چهارم گویند. البته خاطر نشان می شوم که بر خلاف این جهان که چهار بعد دارد و سه بعد آن مربوط به مکان است، در عوالم غیر مادی و عوالم روحی، علاوه بر این که بعد چهارم یا زمان وجود ندارد، مکان بینهایت آن نیز مثل جهان مادی سه بعدی نیست و یا مثل اثیر، مکان چهار بعد ندارد، بلکه بینهایت بعد دارد!!) حال طبق نظریات علوم متافیزیک، سرعت بینهایت یعنی حاضر شدن در هر مکانی در هر لحظه ای در صفر ثانیه با کوچکترین اراده و بدون هیچ فکری! یعنی بدلیل اینکه سرعت روح بینهایت است، در هر مکانی بدون اینکه زمانی سپری شود، با یک اراده حضور می یابد و چون اعمال گذشته ما با سرعت نور در فضا به بینهایت می روند و با گذر زمان نیز از ما دورتر و دورتر می شوند، این اعمال گذشته در هر مکانی که باشند، روح با یک اراده در آنجا حضور یافته و گذشته خود را می بیند و بنابراین سفر در زمان با فرافکنی روح ممکن و میسر می گردد و با این استدلال، معاد نیز اثبات شده و پرونده اعمالی که خداوند در قرآن کریم بدان اشاره نموده است، همین اعمال گذشته ماست که ما بدلیل اینکه روح امان سرعتی بینهایت دارد، گذشته خود را در هر مکانی که سیر می کند، در هر لحظه ای می تواند ببیند. حال بحث را پیچیده تر نکنیم تا شما را نیز خسته کنیم و بپردازیم به ادامه مباحث. چون دلایل علمی بسیاری برای اثبات وجود معاد با استفاده از توابع هیپربولیک در ریاضیات وجود دارد و دانشجویانی که از رشته های ریاضی-فیزیک در یکی از رشته های فنی-مهندسی در مقطع کارشناسی یا کارشناسی ارشد  مشغول به تحصیل اند، در درس ریاضیات عمومی1 و 2 و ریاضیات مهندسی پیشرفته، با این توابع و کاربردهای بسیار وسیع آن در علم و صنعت، آشنایی کافی دارند

که با در نظر گرفتن یک عدد تعریف شده اپر در این توابع، با تعریف دامنه آن در نمودار، می توان به اثبات این مباحث پرداخت که اگر مایلید، در بخش نظرات یا ایمیل من، بنویسید تا آن را اثبات کنم که برای درک آن باید در مباحث مشتق جزئی و انتگرال گیری ( بخصوص انتگرال های غیر عادی)، پایه ای بسیار قوی داشته باشید.  

 

 

خوب، قبل از پرداختن به توضیح این چهار کالبد اساسی و مهم، نوع دوم تقسیم بندی کالبدها را که بعضی کتب

 

قدیمی یا سایت ها آن را به هفت قسمت تقسیم کرده اند، در زیر همراه با توضیحات کافی می نویسم و باز متذکر

 

می شوم که آن سه کالبد اضافی که در این تقسیم بندی آمده و شما نیز ممکن است در کتب یا سایت های دیگر به

 

آن برخورد کنید، باز آن ها را نام برده و توضیح می دهم تا اطلاعات شما عزیزان و دوستان محترم نیز بالا

 

رود:

هفت سطح هاله ( بهتر است بگوییم کالبدهای لطیف یا سطوح مختلف وجود)

1. لايه اتري: (لايه اول)

كالبد اتري حالتي بين ماده وانرژي است. از خطوط ظريف انرژي تشكيل شده است .كه مانند يك شبكه درخشان از پرتوهاي سفيد وآبي است. ساختار شبكه مانند آن در حركت مداوم است. اين لايه حدود 5/ الي 6 ساتيمتر از بدن وسعت دارد . رنگ لايه اول از آبي روشن تا آبي تيره متغير است. ساختار اين لايه با كالبد فيزيكي يكسان بوده وتمام جزييات وآناتومي بدن را در بر ميگيرد.

2. لايه عاطفي(لايه دوم)

لايه احساسات ساختار آن سيال تر از لايه اتري است وبا كالبد فيزيكي يكسان نيست. اين لايه بصورت ابرهاي رنگين از جنسي ظريف با حركت سيال ومداوم ديده ميشودكه نشاندهنده طيف كامل عواطف ماست.فاصله اين لايه از كالبد فيزيكي 5/2الي 5/7سانيمتر است.

3. لايه ذهني (لايه سوم) {همان کالبد روانی}

جنسي ظريفتر از كالبد عاطفي دارد. اين لايه به صورت نوري به رنگ زرد روشن كه اطراف سر وشانه ميتابد واطراف كل بدن وسعت پيدا ميكند,ديده ميشود. حاشيه اين لايه 5/7تا 20سانتيمتر از كالبد فيزيكي فاصله دارد…..شكلهاي افكار در اين لايه قابل مشاهده اند.

4. لايه اثيري(لايه چهارم)

كالبد اثيري فاقد شكل ثابت است.واز ابرهايي از رنگ تشكيل شده است. وسعت آن تا فاصله اي حدود 15الي 30ساتيمتر از كالبد فيزيكي است.اين كالبد ما را با بعدهاي بالاتري از واقعيت ارتباط ميدهند.

5. لايه كليشه اي اتري (لايه پنجم)

اين لايه حاوي طرح كليشهاي تمام اشكال موجود در سطح فيزيكي است . اين لايه الگوي كاملي براي لايه اتري است. وسعت ان تا فاصله 45الي 60 ساتيمتر از كالبد فيزيكي است.

6. لايه آسماني(لايه ششم) {همان کالبد اختری}

سطح ششم كالبد آسماني نام دارد. وسعت آن حدود 60الي 105 ساتيمتر از كالبد فيزيكي است.دز اين سطح است كه ما وجد و شعف معنوي را تجربه ميكنيم. از طريق كالبد آسماني است كه ما عشق بدون قيد و شرط را مياموزيم. كالبد آسماني بصورت نوري ديده ميشود كه از رنگهاي روشن وملايم تشكيل شده است و درخشش و زيبايي دارد. اين نور درخشش طلايي- نقره اي وكيفيت رنگ به رنگ شونده دارد.

7. لايه كليشه اي كتري كالبد علي(لايه هفتم) {همان کالبد روح}

وسعت آن حدود 75الي 105 ساتيمتر از كالبد فيزيكي است. در بر گيرنده تمام كالبدهاي هاله همراه با كالبد فيزيكي است. كالبد كتري از رشته هاي ظريف نور طلايي ونقره اي تشكيل شده كه فرم كلي هاله را حفظ ميكند. كالبد كتري حاوي يك ساختار شبكه اي طلايي از كالبد فيزيكي وتمام چاكراهاست.

  البته بندی این تقسیم به نظر بنده و اکثر اساتید علوم روحی از نظر ترتیب نادرست بوده و لزومی نیز ندارد که در تقسیم بندی ها، سه لایه دیگر از این چهار لایه متمایز کرد، چرا که سه لایه ای که با رنگ قرمز مشخص نموده ام، لایه های فرعی نیستند که هچ، اصلا قابل جداسازی و تمییز از چهار لایه اصلی نبوده و خود زیر مجموعه ای از دو لایه از چهار لایه اصلی هستند و جزو تفکیک ناپذیر از آنها هستند و حال به نوشته زیر توجه نمایید که بنده قبلا بدان معتقد بودم تا اینکه شک من به یقین تبدیل شد و من با آقای دکتر زبیحی در این تقسیم بندی اختلاف نظر بسیار زیادی داشتم و او تقسیم کالبدهای لطیف به هفت قسمت را صحیح می دانست که بنده پس از سفر به سویس و گزارش و آماری که از اساتید بسیار برجسته حاضر در کنفرانس سویس تهیه کردم، نظر آن ها را نیز در این مورد جویا شدم که تقریبا 90% اساتیدی که با آن ها مصاحبه کردم، با نظر من موافق بوده و آن ها نیز این کالبدهای لطیف را به 4 قسمت تقسیم بندی نوده اند. حال کدام یک از لایه هایی که با رنگ قرمز مشخص نموده ام و کتب و اساتید معدودی هم که آنها را متمایز و جدا از سطوح اصلی بیان کرده و به آن کالبدهای فرعی گفته اند، زیر مجموعه و هر کدام عضو کدام یک از لایه های اصلی هستند؟  پاسخ بنده:

1.      لایه یا کالبد اتری (در کل معادل می گیریم با لایه کلیشه ای اتری)+ کالبد اثیری = یک کالبد اثیری کامل مد نظر ما

2.      لایه یا کالبد عاطفی + کالبد اختری = یک کالبد اختری کلی و کامل مد نظر ما

3.      لایه یا کالبد ذهنی = کالبد روانی

4.      لایه یا کالبد كليشه اي كتري كالبد علي  = کالبد روح

 

 

که که آن تقسیم بندی ها را تصحیح نموده ام و صحیح ترین تقسیم بندی و صحیح

 

ترین نام کل لایه های وجود به شرح زیر است و دیگر جزء اینها کالبدی وجود

 

ندارد:

 

کالبد اثیری

کالبد اختری

کالبد روانی

کالبد روح

 

 

حال به ترتیب هر کدام از این کالبدها را بطور صحیح تر توضیح می دهیم:

 

 

1. کالبد اثیری:

 

این کالبد با قرار داشتن در نزدیک ترین فاصله به کالبد جسمانی، یکی از نخستین کالبدهای لطیفی است که می

 

 توان حس کرد.برای کسانی که قادر به دیدن اشان هستند، همچون ماده مه گونه ای جلوه میکند که در چند سانتی

 

متری فراسوی کالبد جسمانی قرار دارد و یا این که می توان بویژه با دست- آن را حس کرد. همه ما بسته به

 

درجه رشد و تکامل امان از ادراک فراحسی برخورداریم و این استعدادی است که ما را قادر می سازد تا انرژی

 

هایی را که در ماورای بعد مادی ارتعاش دارند، حس کنیم. ادراک فراحسی را می توان با تمرین پرورش داد و

 

بسیاری از تمرینات این وبلاگ، شما را در این زمینه یاری خواهند کرد. تمامی مواد انرژی هستند و کیفیت این

 

انرژی است که در مغز شما در قالب رنگ، احساس، صوت و... تفسیر می شود.

 

این دومین کالبد ما( البته منظور من دومین کالبد بعد از کالبد جسمانی است، نه اینکه دومین کالبد لطیف باشد، کلا

 

می گویم)، از آنجا اثیری نامیده شده که از یک واژه قدیمی یونانی

 

( البته با توجه به مباحث زبان شناسی که خارج از بحث و حوصله ما نیز هست، اثیر را برگرفته شده از زبان تورکی باستانی 5 هزار سال قبل از میلاد و قبل از ورود آریایی ها به ایران، از قوم باستانی و تورک منسوب به ایران باستان دانسته اند که اقوام قبل از لولوبی و قوتوبی تورک یعنی خزری های تورک نژاد، با انتقال انرژی ییگیستیریم و بازاگراد از اثیر، از دست هایشان آتش تولید می کردند و هنوز هم که هنوز است، تعداد انگشت شماری در مناطقی از قسمت های تورک نشین و تورک تبار ایران و بخصوص در نواحی آذربایجان شرقی، افرادی هستند که با تمرکزی ویژه و استثنائی قادر به تولید آتش توسط نیروهای مذکور هستند که بدان عمل اثیرلیک می گویند و در روستای آوارس واقع در خود سراب نیز پیرمردی 97 ساله بنام حسین الله وردی قادر به انجام این کار است. دانشگاه علوم روحی انگلستان نیز در یادداشت های تاریخی خود بدین تمارین اشاره کرده و آن را منسوب به تورکان ایران می دانند که هنوز هم که هنوز است، هیچ کس جزء این عده انگشت شمار در ایران، قادر به انجام آن نیست و یکی از نادرترین پدیده های علوم خفیه به شمار می رود که اسرار آن با وجود تحقیقات بسیار زیاد، هنوز فاحش نشده است و بعضی از دانشمندان علوم خفیه، آن را عملی خدادادی و منسوب به گروه انگشت شمار می دانند که من نیز هنوز در مورد خدادادی بودن آن شک دارم و خلاصه وجه تسمیه آن نیز از فعل اصلی آثیر است که بعدا تبدیل به اثیر شده و آثیر نیز از آثیلیمان و آن نیز به مرور زمان آثیمان شده و از آثماق به معنی دار و فلک و نیز به دار آویختن است و آثیمان یعنی همان آسمان که از زبان تورکی باستان وارد زبان فارسی شده است و... و نیز این که ایران قبل از آریایی ها تورک بوده و آریایی ها بعدا به این سرزمین مهاجرت نموده اند نیز شکی نیست و در سایت یونسکو نیز، جمع کثیری از اندیشمندان و دانشمندان برجسته آن را اثبات نموده اند و تکرار می کنم که آذربایجانی های ایران+ اکراد+ بلوچها+ لرها+ اعراب ایران و... هرگز آریایی نیستند و تاریخ دیرین ایران بدست شاهنشاهی پهلوی ملعون تحریف شده و من برای اثبات این امر هم مرجعی به شما معرفی می کنم تا شک شما هم برطرف شده و من مقوله بسیار طولانی اثبات عدم وجود قومی با نام قوم آریایی در ایران!! را در این وبلاگ نیاورم و نام کتاب: تاریخ دیرین تورک های ایران/ نویسنده پروفسور محمد تقی ذهتابی بزرگترین مورخ ایرانی؛ با تصحیح دکتر محمدزاده صدیق. حتما بخوانید تا اطلاعات زیادی در مورد قومیت و تاریخ ملت خود کسب کنید و هرگز گول نژاد پرست های فاشیست ایران مثل دکتر ورجاوند را نخورید که ایران را آریایی می شناسد!! البته دومین و معتبرترین مرجع من سایت سازمان یونسکو است که به زبان انگلیسی مقاله ای نوشته که اگر انگلیسی اتان قوی باشد، آن را مطالعه نمایید.)

 

 که قسمت بالای جو یا آسمان را اثیر( اتر) نامیده اند، گرفته شده است. غیب گویان زمانه  شهادت داده اند که به

 

 هنگام مرگ، انسان ها در قالب کالبد (( آسمانی)) یا اثیری، جهان را ترک می گویند. البته مقاله بنده حقیر،

 

منطقی تر، پر محتواتر و علمی تر از نظریه و شهادت غیب گویان است. مقاله ای که در وبلاگ تحت عنوان

 

 خروج روح و تن پوش از بدن(مرگ) ¦ کلیات علوم روحی  و نیز  تن پوش ¦ عکس های روح  در وبلاگ

 

نوشته ام، یک تن پوش را در نظر می گیرد که سه لایه اولیه را دربر گرفته و همراه با

 

روح به هنگام مرگ از بدن خارج می شود. پس بنابرین نمی توان گفت که تنها جسم اثیری

 

به همراه روح هنگام مرگ از بدن و کالبد فیزیکی و جسمانی خارج می شود. بنده این

 

نظریه را در نشست سویس نیز ایراد نمودم که نه تنها کالبد اثیری و کالبد روح هنگام مرگ

 

از بدن جدا می شوند، بلکه هر چهار کالبد لطیف تماما از بدن جدا می شوند و سه کالبد

 

اثیری،اختری و روانی در یک قالب تحت عنوان تن پوش قرار گرفته و در کالبد روح نیز

 

نفوذ نداشته، اما از آن سرچشمه می گیرند. این همان بدنی است که محمد.م نیز موفق به

 

دیدن آن( در هنگام مرگ مادرش) شد و انرژی درمانگران به هنگام شفا بخشی با آن کار

 

می کنند. منظور من این است که بدین جهت بعضی متخصصان علوم متافیزیک مرگ را تنها

 

خروج اثیر و روح از بدن می دانند و نه کالبدهای دیگر، که دو کالبد اختری و کالبد روانی

 

قابل مشاهده نبوده و علاوه بر آن، پوشش ضخیم تن پوش در اطراف دو کالبد مذکور، مانع دیدن یا حس کردن دو

 

کالبد مذکور می شود.  این نظریه بنده حقیر بوده و علاوه بر آن، کلا بحث و مقوله تن پوش، بحثی است بسیار

 

تازه است که بنده آغازگر آن بوده و متذکر می شوم که واژه تن پوش اولین بار توسط بنده حقیر ابداع و تعریف

 

شده و هنوز معادل انگلیسی یا هیچ زبان دیگری(بجز زبان مادی خودم یعنی تورکی) برای آن پیدا نکرده اند و در

 

دانشکده علوم روحی لندن که اولین بنیانگذار مرکز تحقیقات علوم خفیه در جهان است، آن را تحت عنوان

 

گئییمسال ( واژه ای که من به زبان اصلی یعنی تورکی ارائه و تعریف کردم و تنها معادل فارسی مناسب برای

 

آن جز تن پوش پیدا نکردم و این نکته نیز بیانگر قدرت قواعد و ساختار زبان تورکی است) بنام بنده حقیر ثبت

 

کرده اند. این نظریه حدود 1 ماه ( یا کمتر) از ارائه آن توسط من به اجلاس سویس، پس از بحث های فلسفی و

 

علمی در پایگاه جمع آوری مقالات علوم خفیه( دانشگاه علوم روحی لندن)، مورد تایید دانشمندان علوم روحی

 

گردیده و بنام بابک از ایران و با کد و شماره زیر به ثبت رسید که خبر آن در 7 ام عید از طریق تلفن

 

رئیس تحقیقات دانشگاه علوم روحی لندن به بنده رسید:

 

NO: SLED068kern543/5437899.3-EN.SW

Date: April 13, 2007, Friday

 

 

 

 

خوب، بگذریم و بپردازیم به ادامه بحث... از دیدگاه انرژی درمانگری، این کالبد مهمترین کالبد و یکی از

 

کالبدهایی است که شما پس از تکمیل تمرینات خود ( که به زودی در وبلاگ خواهد آمد –توصیه می شود که

 

تمارینی که در آرشیو وبلاگ است، انجام دهید- )، آن را بهتر خواهید شناخت.  

 

کالبد اثیری از زمان های باستان در بسیاری از تمدن ها شناخته شده بوده است. غیب گویان هندی و چینی، آن را

 

با جزئیات کامل توصیف کرده و از آن طرح ها و اشکالی ترسیم کرده اند. سایر تمدن های بومی، نظیر بومیان

 

آمریکا، پولی نزی ها، تورک های چپتاغی و استرالیلیی ها نیز از انرژی اثیری آگاه بودند و این در هنر،

 

موسیقی، آیین و تشریفات، و فرهنگ شفاهی آن ها تجلی یافته است.

 

علی رغم این شواهد، علم، تا مدت ها وجود انرژی پیرامون موجودات زنده را مورد غفلت قرار داده بود؛ زیرا

 

فناوری  شناسایی آن را در اختیار نداشت. سپس، در دهه 1890، یک فیزیکدان لهستانی برنده جایزه نوبل، به

 

، شروع به پژوهش در مورد نوعی عکاسی با استفاده Yakub Yodko Narkevich نام یاکوب یودکو نارکویچ                  

از شارژ الکتریکی با ولتاژ و بسامد( فرکانس) بالا، به جای استفاده از نور کرد. این روش او را قادر ساخت که

 

از انرژی هایی که از موجودات زنده ساطع می شد، عکس بگیرد.

 

در جریان انقلاب کبیر روسیه، کشفیات یاکوب از بین رفتند، تا اینکه روش عکس برداری او در سال 1932، به

 

 از فیلمی که بر  مشابهی   کشف شد. شارژSemyon Kirlian  شکلی تصادفی دوباره به دست سیمیون کرلیان

 

روی آن یک نمونه زنده قرار داشت، عبور داده شد و اشکال عجیب نورانی در پیرامون این نمونه ها آشکار

 

شدند. علی رغم اینکه در این روش، از هیچ منبع نوری استفاده نشد، در هر بار عکاسی، هاله ای از

 

انرژی، کاملا مشهود بود. روش عکس برداری کرلیان تا قبل از سال 1960 که کرلیان به اتفاق همسرش،

 

، گزارشی از یافته های خود را منتشر ساختند، جزو اسرار طبقه بندی شده اتحاد Valentina والنتینا

 

جماهیر شوروی محسوب می شد. در این گزارش، تصاویر تهیه شده با استفاده از روش شارژ الکتریکی، به

 

عنوان مدرکی علمی از وجود میدان انرژی زیستی مطرح شد. انتشار این گزارش در آن زمان، شور و شوق

 

بسیاری در میان جامعه علمی سرتاسر جهان ایجاد کرد. روشن بینان، این گزارش را مدرکی برای اثبات آنچه

 

ایشان همواره به کمک ادراک فراحسی خود درک می کردند، به شمار می آوردند.

 

پژوهش هایی که در دیگر نقاط دنیا انجام گرفت، به این کشف منجر شد که نوری که از یک سوژه منتشر می

 

شود، بسته به حضور نیروی حیات یا زندگی، تغییر می یابد. به عنوان مثال، میدان انرژی برگی که به تازگی از

درختی کنده شده، همراه با خشک شدن آن کوچک تر می شود. هاله پیرامون یک برگ سالم، به نحو مشخصی

از هاله پیرامون برگی که از درختی آسیب دیده کنده شده، متفاوت است.  تعجب برانگیز نیست که عکس های

گرفته شده از دست انرژی درمانگران، افزایش چشمگیری را در تخلیه انرژی، به هنگام اجرای عملیات انرژی

درمانی نشان می دهد.

روش عکاسی کرلیان، نشان داده است که ظاهرا قالب یا طرح کلی انرژی مشهودی در سطح انرژی زیستی یا

  که هر موجود زنده ای از آنجا رشد می یابد، وجود دارد. به عنوان مثال، عکس های گرفته شدهBio-energy

از بخش های برگ، همیشه طرح کامل برگ را قبل از بریده شدن آن، نشان می دهد. این پدیده به ((اثر فانتومی برگ))

 معروف است. عکس هایی که از دستانی بدون انگشت گرفته شده نیز طرح کلی(( Phantom Leaf Effect))یا

انرزی را به شکل کامل نشان می دهد، که یافته های روشن بینان و انرژی درمانگران را مبنی بر اینکه شمای

 

کاملی از کالبد جسمانی وجود دارد که در بعد اثیری حاضر است، مورد تایید قرار می دهد.

 

کالبد اثیری نقش یک پل را میان دو سطح متفاوت وجود، یعنی سطح مادی و سطوح لطیف، بازی می کند. همان

 

طور که در مقالات آتی وبلاگ خواهیم دید، بخشی از وظیفه کالبد اثیری عبارت است از ایفای نقش مرحله آمادگی

 

برای ورود روح به عالم مادی. بنابراین، ارواحی که تصمیم گرفته اند در عالم مادی تجلی کنند، قبل از هر چیز

 

لازم است که یک کالبد اثیری اختیار کنند.

 

وظیفه دوم و به همان اندازه مهم کالبد اثیری، به شکل واقعی آن ارتباط دارد. در درون این کالبد، ساختارهایی

 

وجود دارند که به ما امکان می دهند انرژی های پر ارتعاش، نظیر انرژی زندگی یا حیات را که قبل از وارد

 

شدن به کالبد جسمانی در بعد اثیری پردازش می شوند، به خود جذب کنیم. این ساختارهای انرژیایی کالبد اثیری،

 

یا همان چاکراها قبلا در مباحث وبلاگ مورد بررسی قرار گرفته و امید به آن می رود که انشاءالله  اگر فرصت

 

شد، در آینده، مقالاتی عملی + تئوری در مورد نحوه کار با چاکراها و چندین روش مختلف برای باز کردن،

 

تنظیم کردن و بستن چاکراها در وبلاگ بیاوریم و نیز شما را با چگونگی لمس و حتی دیدن چاکراها! آشنا کنیم.

 

 

 

3. کالبد روانی:

 

، معروف است که در این (Mental) محدوده ارتعاش قابل امتشاف بعدی، آن چیزی است که به کالبد روانی

ارتعاش بالاتر، کالبد روانی مجموعه ای از انرژی های ذهنی، نظیر افکار خلاق و الهام بخش را پردازش می

کند. اشخاصی که با تکنیک ها و تمارین خاص( که در آینده در وبلاگ قرار می دهم)، قادر به حس کردن انرژی

کالبد روانی هستند، در می یابند که این کالبد، در فراسوی کالبد اختری گسترده است.

 

4. کالبد روح:

 

سرانجام، خود  روح در قالب کالبد یا ظرفی محصور شده است تا کل تجربه حیات انسانی را از سر بگذراند.

ارتعاش این کالبد، از آنچه که قبلا ذکر شد، بسیار بسیار بالاتر است. تمامی تجربیات در تمامی سطوح، از طریق

شبکه شعور، به سوی روح – وجود واقعی شما-  فرستاده می شود.

****** خاطر نشان شوم که مباحثی که در مورد تفاوت بین دو حالت فرافکنی آورده بودم، دیگری این است که

در سری بسیار پیشرفته حالت دوم که روح به بالاترین مرتبه خود می رسد، روح از کالبد خودش نیز خارج شده

چون دیگر درون کالبدی قرار ندارد، بینهایت بزرگ شده و در تمام هستی و حتی نیستی!! پراکنده شده و تسلطی

و تصرفی کامل در همه جا پیدا می کند، تها با این تفاوت که نظاره گر تسط و اشغال کل هستی و نیستی است و

قادر نیست تا هر کاری که بخواهد انجام دهد، فقط بر زمین و زمان و هستی و نیستی کل آگاهی می یابد. این

حالت بیشتر ما را به یاد سخن حلاج می اندازد: انا حق!! اکثر مبلغان دینی و... از این سخن به یاد ماندنی حلاج

برداشت نادرستی کرده و او را یک بی دین و کافر می نامند که می گفت: من خدا هستم!! اما با کمی تامل و فکر

و اندیشه در این باره، حرف خود را پس خواهند گرفت. من هم می گویم که انا حق! اما انا حق چیست؟ دوستان،

ببینید، اکثر شما مسلما می دانید که اعداد مختلط، بزرگترین مجموعه و در بر دارنده تمام اعداد هستند و ما بدان

می گوییم بی نهایت که دربر دارنده تمامی اعداد هستند. اما باز یکی دیگر از مجموعه اعداد بزرگ را در نظر

می گیریم که بدان مجموعه اعداد حقیقی گویند و بعد از اعداد مختلط، بزرگترین مجوعه اعداد هستند. اعداد

حقیقی نیز دربر گیرنده اعداد بیشماری اند و اما نه همه گونه اعداد، در عین حال نیز این اعداد نیز بینهایت اند و

اعداد حقیقی نیز مثل اعداد مختلط بی نهایت اند، سوالی که پیش می آید این است که پس تفاوت بین این دو اعداد

چیست، هر دو بینهایت اند پس باید با هم برار باشند؟؟!! جواب این گونه بیان می شود که هرچند که هر دو

نهایت اند، اعداد حقیقی به اندازه اعداد مختلط بینهایت نیست! هر دو هرچند از لحاظ شمارشی بینهایت اند، اما

اعداد مختلط از لحاظ تنوع اعداد موجود در مجموعه، در بردارنده همه گونه اعداد است و بدان اعداد مادر یا

مرجع نیز گویند که تنوع اعداد موجود در آن، بینهایت تر است از تنوع اعداد موجود در مجموعه اعداد حقیقی

و اعداد مبهم یا موهونی تنها در مجموعه اعداد مختلط تعریف شده است و یک عدد مختلط عبارت است از

مجموع یک عدد موهونی + عددی حقیقی که بدین نتیجه میرسیم که خود اعداد حقیقی که بینهایت بزرگ هستند،

زیر مجموعه ای از اعداد بینهایت بزرگ مختلط هستند! پس ما نیز چون از روح خدا هستیم، بینهایت هستیم و اما

نه به بینهایتی خدا! بالاترین مرحله عرفان نیز این است که آنقدر غرق در خدا شوی که از درون بدانی که تو هم

بینهایتی! و اما این بینهایتی تو در برابر الله، مثل قطره ایست از  یک اقیانوس بی انتها با عمقی بینهایت! پس این

بالاترین مرتبه عرفان نیز در برابر الله هیچ است! ما با بینهایت شدن، هنوز تازه یک قطره کوچک می شویم!

پس در صورت قطره بودن ( بینهایت شدن!) به این اقیانوس بینهایت ملحق می شوی! پس با کسب شناخت و

معرفت درونی، از نیستی تبدیل به یک قطره شده و با فنا فی الله، به این اقیانوس بینهایت پیوسته و تو نیز خدایی

می شوی و این خدا بودن تو به معنای شرک نیست. منظور ما وحدانیت کل است.

 

خاطر نشان می شوم که مباحث آتی ما در وبلاگ، پیرامون پرواز یا فرافکنی روح خواهد بود که با سی روش

عملی و بسیار قوی، این وبلاگ اولین وبلاگی خواهد بود که در دنیا به بیان تکنیک های عملی و صحیح پرواز یا

برون فکنی روح می پردازد و متذکر می شوم که تکنیک هایی که در سایت ها یا وبلاگ هایی که در مورد این

پرواز آمده، علاوه بر این که صحیح و کار آمد و نیز همگانی نیستند ( منظور منحصر کسانی هستند که دارای

قدرت های فراحسی بسیار قوی هستند و ما در مقاله عملی خود، فرض کرده ایم که شما خدادادی فاقد چنین قدرت

هایی هستید و با ارائه یک روش عالی، علاوه بر اینکه به تقویت قدرت های نهفته و آشکار نشده - که در تمامی

انسان های عادی و حتی افراد ضعیف و بیمار وجود دارد- شما می پردازیم، شما را برای یک پرواز روح موفق

آماده می کنیم.)، اصلا ربطی به پرواز روح ندارند و شامل تکنیک های ( و آن هم تکنیک هایی غلط و نادرست)

به فرافکنی کالبد اختری، کالبد اثیری و یا کالبد روانی می پردازند که آن روش های غلط، فقط برای عده بسیار

معدودی از افرادی که نیروهای نهفته در آنها بصورت مادرزادی و یا بهتر است بگوییم خدادادی آشکار و بروز

کرده است روشی موفقیت آمیز بوده و یا برای کسانی که با تمارین متافیزیکی اقدام به باز کردن یا بروز دادن این

نیروهای نهفته کرده اند و ما نیز تازه شروع کرده ایم که این تعالیم و تمارین را در وبلاگ برای شما دوستان قرار

دهیم تا علاوه بر آماده کردن شما برای پرواز روح، شما را برای تله پاتی، تاثیر از فاصله، ناپدید شدن،  پرواز

جسم، شناوری در هوا، سفر در زمان، پسیکومتری، خواندن فکر افراد، دور جنبانی، تاثیر بر افکار و اجسام با

نیروی چشم – که چشم خوردن یا نظر کردن، از قانون نیروی چشم تبعیت می کند- ، انرژی درمانی، قدرت جادو

( البته جادو نه با ورد و دعا، بلکه با حکمت و نیروی اعجاز انگیز شولان)، قدرت نور شدن با تمامی وجود اعم

از جسمانی یا روحانی، قدرت بوجود آوردن دایره محافظ برای آسیب ناپذیری شما در برابر صدمات یا حملات

برونی و... که اگر این دروس بسیار سنگین دانشگاهی بنده اجازه دهند، همه موارد مذکور را در وبلاگ می آورم.

شاد و موفق و پاینده باشید.

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم فروردین 1386ساعت 16:31  توسط بابک   | 

سطوح مختلف وجود: کالبدهای لطیف (Subtle )

 

دارای ارتعاشات بالاتر از سطح مادی و جسمانی. انرژی ای که در شتابی فراتر از سرعت نور حرکت می کند.

با عرض سلام و تبریک عید نوروز به تمامی دوستان و بازدیدکنندگان

عزیزان، از اینکه در آپ کردن مطالب تاخیر کردم، از تمامی بازدیدکنندگان دائمی وبلاگ عذر می خواهم و دلیل آن نیز خستگی مفرط بعد از سفر و رسیدگی به امور شرکت و نیز دروس که باید شب و روز درس بخوانم تا مطالب انباشته شده و ... را جبران کنم، بود. در ضمن از زحمات بسیار فراوان و بی دریغ آقای پروفسور ورمزیارلو نیز بسیار بسیار سپاسگذارم. حال بگذریم و برویم سراغ اصل مطلب

نوع واکنش شما در قبال تجربه دیدن کالبدهای اثیری و شبه مانند، میزان آمادگی شما را برای پذیرش مفهوم کالبدشناسی لطیف انسان تعیین خواهد کرد. شاید شما هم رویدادی مشابه را از سر گذرانده اید یا کسی را بشناسید که چنین تجربه ای را داشته باشد. مطالب آتی این وبلاگ به شما کمک خواهد کرد که چنین تجربیاتی را بهتر بشناسید و بدانید که آنها چرا و چگونه روی می دهند.

مادر محمد.م جهت انرژی درمانی به مورخه 3/5/1385 نزد من آمد. حال گذشته از اینکه او به سرطان شدیدی مبتلا بوده و نیز چگونگی مراحل انجام انرژی درمانی توسط من و... که خلاصه می گویم تا مطلب مفید و خلاصه وار باشد تا حوصله شما نیز سر نرود، به پیشنهاد من، ابتدا او را روانه بیمارستان جهت بستری شدن کردیم. دو روز من برای انجام مراحل انرژی درمانی، به بیمارستان رجوع کردم. مادر محمد.م زمانی که از اتاق مخصوص بیماران محتضر، جایی که کالبد جسمانی او در حال مرگ بود، بیرون خزید، در قالب کالبد متفاوتی قرار داشت. زمانی هم که من به هنگام برگزاری جلسات انرژی درمانی از راه دور، بدن بیماران را می بینم، احساس می کنم این کالبدها همان کالبدهای جسمانی نیستند. این کالبدها، اگرچه به هیچ وجه شبح گونه یا شکننده نیستند، از مواد عالی تر تشکیل یافته اند که حالتی نورانی به آنها می بخشد. در هر مورد، آنها همان چیزی هستند که به کالبد اثیری معروف اند- یکی از چند کالبد لطیفی که به همراه کالبد جسمانی، کل وجود انسانی را تشکیل می دهد.

حال به ترتیب سطوح مختلف وجود یا کالبدهای لطیف را نام می بریم و توضیحات کافی در مورد آنها میدهیم.

1. کالبد اثیری 2. کالبد اختری 3. کالبد روانی 4. کالبد روح

حال به ترتیب، معادل آنها در زبان انگلیسی به شرح زیر است:1Etheric body  2.Astral body  3.Mental body  4.Soul body

البته لازم به ذکر است که بعضی دیگر از اساتید علوم خفیه سطوح مختلف وجود را به هفت قسمت تقسیم کرده اند که ما نیز آن را تایید می کنیم و متذکر می شویم که ما با توجه به کاربرد 4 سطوح مذکور در انرژی درمانی و نیز فرافکنی و پرواز روح، آنها را به 4 قسمت بسیار عمده و پر کاربرد تقسیم نموده ایم و در مباحث پرواز و فرافکنی، فقط 4 لایه مذکور را می توان از بدن خارج نموده و آگاهی و شعور را به آنجا روانه ساخت. ما می توانیم 4 بعد کالبد وجود را تک به تک از بدن خارج کنیم که فرافکنی به ترتیب از لایه پایین تا بالاترین لایه که کالبد روح است، به تریج مشکل تر می گردد و فرافکنی هر کالبد مزیت و آرامش و تاثیر بخصوص خود را دارد. با فرافکنی اثیر می توانید در وجود خودتان محو شوید. با فرافکنی کالبد اختری می توانید به آرامشی بی کران برسید و مانند انرژی و نور بصورتی فراگیر در وجودتان محو شوید. با فرافکنی کالبد روانی، می توانید به آینده و گذشته سفر کنید و در این نوع برون فکنی، جهان سه بعدی در برابرتان به جهانی 4 بعدی تبدیل می شود و هرچند زمان برایتان معنی ندارد، اما محدود به مکان هستید و این نه به معنای مکان سه بعدی دنیای مادی، بلکه مکانی 4 بعدی که تنها محدود به این جهان می شوید. ضمنا با تکنیک های بسیار پیچیده ای، در فرافکنی روان می توانید علاوه بر افزایش قوای ادراک فراحسی، تله پاتی نیز کنید و این نوع تله پاتی کمی ضعیف تر از سایر روش های تله پاتی است، ولی با بکار بستن تکنیک مثلث طلایی نورانی، این نوع تله پاتی قوی ترین نوع تله پاتی است که تا کنون شناخته شده است. اخیرا دانشمند و ریاضیدان بزرگ انگلیسی بنام ویلیام کاوکینگ که بزرگترین دانشمند قرن 21 معرفی شده و نیز از اندام های حرکتی، گفتاری و دیداری هیچکدام کار نمی کنند و تنها مغز و حس لامسه اش کار می کند، بعد 4 را نیز با فرمول های انتگرال گیری پیشرفته و نیز معادلات دیفرانسیل غیر خطی و آنالیز عددی و معادلات ناهمگن ریاضیات، کشف کرده و به اثبات رسانده و دانشمندان از روی تئوری های این نابغه، مدل و فضایی را در تگزاس شبیه سازی کرده اند که دارای بعد چهارم نیز هست و اگر یک ورودی و خروجی سالنی را در نظر بگیریم، شما با ورود به این سالن یا راهرو مفروض، در حقیقت از آنجا خارج شده و با خروج از این سالن، هنوز تازه وارد آنجا می شوید!! در ضمن تنیسی نیز از مدل چهار بعدی در دانشگاه کمبریج انگلستان طراحی کرده اند. خاطر نشان می شوم که این ریاضیدان انگلیسی که از او دانشمند افسانه ای و بزرگترین نبوغ و دانشمند تمام اعصار و همه دانشمندان نیز یاد می شود، فرمولی کشف کرده که در مباحث معادلات دیفرانسیل عالی بی نظیر بوده و مادر تمام فرمول های فیزیکی اطلاق می شود و کل قوانین فیزیکی دنیا در این فرمول خلاصه می شوند که با این کار پرده از اسرار دنیا برداشته و تنها کافی است آن را به روش ریاضی اثبات کند تا راز هستی بشر افشا شود. حال بگذریم و به ادامه مطلب می پردازیم. چهارمین و پیشرفته ترین و در عین حال سخت ترین نوع فرافکنی، فرافکنی روح است که دارای لذتی بینهایت و سیری ناپذیر بوده و ریاضت بسیار زیادی می خواهد و مادر تمام برون فکنی هاست. در حقیقت با فرا فکنی روح، تمامی لذت ها و تاثیرات دیگر کالبدهای مذکور را که تجربه خواهیم کرد که هیچ، لذتی بسیار فراوان تر از آن را نیز تجربه می کنید و کسی که بر این تکنیک آشنایی داشته باشد، دیگر چه نیازی است تا به فنون برون فکنی های سایر کالبدها مسلط بوده و یا به برون فکنی سایر کالبدها بپردازد! با برون فکنی روح، دو حالت پیش خواهد آمد که هر دو حالت در جای خود، کاربرد و تاثیر مخصوص به خود را دارد. حالت اول این است که شما هشیاری اتان هم در کالبد جسمانی و هم در کالبد روح هست و با برون فکنی روح در حقیقت، با تکنیک های خاصی که در روزهای آتی در وبلاگ می نویسم، بخش عظیمی از آگاهی خودتان را به کالبد روحی روانه می کنید  و در عین حال بر کالبد جسمانی خود نیز کنترل کامل داشته و تنها هوشیاری شما نسبت به مادیات و درد و... کاهش می یابد و بخش کمتری از آگاهی در کالد شما وجود دارد. در حالت دوم آگاهی شما کاملا به سوی کالبد روحی اتان رخنه می کند و هوشیاری شما در کالبد جسمانی یا کلا صفر است و یا بسیار بسیار ناچیز است و شما بطور کامل کنترل کالبد جسمانی خود را از دست داده و فقط روح است و وجود شما. در هر دو نوع حالت مذکور، شما بطور کامل با تمام سعی و کوشش روحی، از جسم اتان خارج شده و کاملا بی وزن هستید و در هوا معلق و شناور می مانید. در دقایق اولیه این فرافکنی، می توانید از بالا جسم بی حرکت و نیمه جان خود را تماشا کنید و اما توصیه من به بعضی از افراد حساس و کم اراده این است که کلا به جسم خود که بر زمین افتاده و تفاوت چندانی هم با جسد مرده ها ندارد، اصلا به این صحنه نگاه نکنند و سعی کنند از محیطی که جسم اشان آنجا آرمیده، خارج شده و حدالامکان از آنجا خارج شده و دور شوند. در دقایق بعدی و با عنایت به اراده و قدرت روحی هر فرد، روح از اجسام عبور کرده و با اراده و کنترل خود شخص، به هر جا که خواست سفر می کند و وقایع را می بیند. خاطر نشان می شوم که اصلا نباید ترسی به دل راه دهید که ترس و اضطراب، از مهمترین موانع خروج روح از بدن و سفر روح به نقاط دور است. من بطور حتمی و 100% تضمینی به شما قول می دهم که هیچ خطری در برون فکنی روحی برای شما به وجود نخواهد آمد و امکان بازگشت به کالبد جسمانی 100% و آن هم با کوچکترین اراده برای برگشت یا ترس بطور حتمی میسر است و تا کنون هیچ موردی در مورد عدم برگشت روح به بدن در هیچ کجای جهان گزارش نشده است و در ضمن دلیلی ندارد که ترسی به دل راه دهید. آنهایی که شما را از فرافکنی روحی و یا عدم بازگشت به جسم و... می ترسانند، کودن و عوام فریب هستند و نمی خواهند بجز خودشان کسی به این اسرار دست یابند. پس شما در هر دو حالت فرافکنی می توانید از جسم دور شده و جهان را تسخیر کنید. زمان مفهوم خود را از دست خواهد داد و شما می توانید در هر سه زمان گذشته، حال و آینده سفر کنید که دلیل آن را نیز شرح می دهم. فکر می کنم که همه شما بازدیدکنندگان کم و بیش با نظریه نسبیت انیشتین و فرمول بسیار مشهور او در مورد نور و انرژی و جرم، آشنایی داشته باشید. اما باز من به آن مختصر اشاره ای می کنم که اگر درک ریاضی اتان قوی باشد، بهتر مفهوم مرا متوجه خواهید شد.

 

که در این رابطه انرژی برابر است با جرم جسم ضرب در مجذور سرعت نور        E = mc^2

و اما من این را توضیح می دهم که به چه معنی است: شما جسمی با یک جرم مشخص را در نظر بگیرید. همه می دانیم که سرعت نور بالاترین سرعت شناخته شده در کائنات و فیزیک نظری است.

این مطالب ادامه دارد.........................

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم فروردین 1386ساعت 0:30  توسط بابک   | 

 

اثبات وجود خدا

 رابطه انسان و خدا

مقدمه:

 

اولين و شايد مهمترين سوالي كه درذهن شما خطور مي كند، اينست كه چرا ما نياز به بحث و گفتگو و تحليل  مسئله ( رابطه خدا و انسان) درقرن حاضر داريم؟! دلايل زيادي را مي توان نام برد، اما ٣ دليلي را كه شايد پررنگ تر نسبت به دلايل ديگر به نظر مي رسند در اينجا يادآور مي شويم. لازم به ذكر است كه دراين بحث تا حد ممكن سعي شده است مطالب بصورت ساده و خلاصه بيان شود 

 

الف ـ فقدان معنويت در جهان كنوني

ب ـ سو استفاده از اديان

ج ـ پيشرفت علم

 

پس از شرح و توضيح مختصری درباره سه دليلی که در بالا نام برده شده است، به مسئله اثبات خدا و برهان ها و دلايل وجود خدا می پردازيم. سپس به مسئله جبر و اختيار انسان در اديان پرداخته و تا حد مختصری آن را تحليل می کنيم. اميد انكه اين مقاله براي شما مفيد واقع شود.   

 

 

 

الف ـ فقدان معنويت در جهان کنونی

 

همانطور كه مي دانيم قرن 21 ، قرن فضا ، قرن علم و قرن مشينيزم مي باشد ، كه در آن احساسات  ، عواطف ومعنويات جاي خود را به سيستم هاي كامپيوتري و انسان هاي آهني داده اند و هـرروز اين مسئله پررنگ تر مي شود.   

مكتبهاي فلسفي نو با طرح ريزي  ايديالوژي و راه و رسم زندگي بشر سعي كرده اند تا مسير زنده گي انسان را به سوي ايده آلها سمت و سو بدهند. سوال اينست كه آيا براستي نوع بشر مي تواند براي موجودي همسان خود راه و روش زنده گي را طرح ريزي كند و او را به كمال برساند يا نه؟ آيا انسان مي تواند به جاي ‹ من › كل تصميم بگيرد و هنجارها و ناهنجارها را معين ساخته و تمام خواسته هاي بشر را كشف كرده و آن را درسيستمي قانون مند ارائه كند؟!    

 

در واقيعت هيچ علمي نتوانسته است ثابت كند كه امكان حدس زدن لحظه بعدي انسان وجود دارد يا چه عملي از بشرسر خواهد زد و چه تصميمي دارد. درعصر امروز همچنان كه مي بينيم به علت فقدان معنويت ، روابط انساني و عاطفي روز به روز سرد تر شده و رو به زوا ل مي باشد. اين زوا ل و كاستي نتيجه توجه بيش از حد مكتب هاي فلسفي به مادي گرايي و يا بهتر بگوييم مكتب متريالزيم است.           

 

اغلب اين مكتبها با كشيدن خط بطلاني برمسائل الهي و وجود اديان و يا ايجاد سفسطه و نقد نادرست اديان، بشر را به ترك معنويات دعوت كرده و او را به زرق و برق دنيوي و ماده گرايي علاقه مند مي كنند. گاهي بشرچنان غرق دراين مسائل مي شود كه حتي فرصت فكر كردن درباره  زنده گي خويش را نيزپيدا نمي كند و پيوسته در اين تلاش است كه مبادا چيزي ازاين دنيا را از دست بدهد و به همين علت است كه گاهي حاضر مي شود هر عملي را براي رسيدن به اهداف  دنياي خود انجام دهد و ذهن مشوش خود را تسكين بخشد. بنابراين براي بشر امروزي ، معنويت و اعتقاد به وجود نيروئي ماوراي ذهن بشري، فكتوري مهم و ضروري به شمارمي رود.  

 

ب ـ سؤ استفاده از اديان و تبليغ نادرست

 

موضوع ديگری که امروزه متأسفانه باعث پيدايش نگرشی منفی به اديان شده است مسئله سوءاستفاده از اديان است. در زمانی که اروپا به نام اروپای سياه (دوران پيش از رنسانس) ياد می شد، کشيشان مسيحی به مردم قطعه های بهشت را می فروختند. در آن دوران کسی حق اکتشاف و اختراع نداشت و پيشرفت علم را مبارزه با نيروی خداوندی تبليغ می کردند.

امروزه نيز بهره برداری های سياسی – شخصی و اجتماعی از اديان می شود و چهره ای نا خوشايند را از معنويات و الهيات ترسيم می کند که باعث بد بينی و به کناری گزاردن اديان می شود. 

 

در اسلام، اغلب ملّا ها، چهره ای عبوس از اسلام طرح می کنند، گويی که اسلام فقط دين نفی کردن است. در حاليکه اگر منافع شخصی و سياسی را از ميان برداريم و با نگاهی دقيق تر و بازتر به تحليل اسلام بپردازيم می بينيم که خداوند در همه جای کتاب آسمانی اش «قرآن» از عطوفت و مهربانی گفته است و هر جايی که چيزی را نفی کرده است، به جای آن راهی را که در لياقت و شأن انسان است پيش پای او گزارده است. برای نمونه عمل زنا در اسلام نفی شده است و از منفورترين عمل ها به حساب می آيد که اکثر عالمان دينی آن را مکررآ اعلام می کنند. اما سوال اينست که آيا به همان مقدار که اين عمل زشت را نفی می کند، عمل ازدواج و عروسی را نيز تبليغ می کنند يا نه؟ 

 

خداوند در سورۀ بقره، آيه 187 در مورد زن و شوهر فرموده است:

 

هُنَّ لِبَاسٌ لَکُم و اَنتُم لباس لَهُن

                                            «آنها لباس شما هستند و شما لباس آنها»

به اين معنی که هر دو زينت و سبب حفظ يکديگرند.

 

امروزه، بخصوص طبقه جوان نوعی بدبينی به مبلغان دين (شايد بهتر باشد که بگوييم با روش تبليغ آنها) پيدا کرده اند که فاجعه بزرگی است! بنا بر اين طبقه روشنفکر (البته بايد يادآور شويم که مسئله روشنفکری خود بحث بزرگی است که از بحث اين مقاله خارج است، چون امروزه بسياری از مردم روشنفکر مأب ها را با روشنفکران به اشتباه می گيرند) وظيفه دارند که با تبليغی علمی و روشی روشن تر به تحليل مسائل معنوی و فلسفی اديان بپردازند.    

 

ج ـ پيشرفت علم

 

چندين صد سال پيش چه کسی می توانست قبول کند روزی فراخواهد رسيد که چند تن فلز بتواند در هوا معلق بماند؟ اما امروز برای ما انسانهای امروزی قبول کردن اين موضوع امری بديهی به شمار می رود. واضح است که بشر امروزی چه در زمينه علم و چه در زمينه هاي ديگر پيشرفت های عظيمی کرده است. فرزندی که در دنيای امروزی متولد می شود برای سوالهای خود، پاسخی منطقی با دليل و مدرک و شواهد می خواهد.

 

امروزه ديگر نمی توانيم بزور چيزی را به کسی بقبولانيم يا بگوئيم چون پدرت فلان کار را کرده است تو هم آن را بايد انجام بدهی. بنا بر دلايلی که ذکر شد، امروزه برای ترويج مسائل الهی، احتياج به بيانی روشن و دلايلی عقلانی داريم که بتوانيم نسل امروزه را به ضرورت و اهميت اين مسئله آگاه کنيم و آنها نيز بتوانند مروج نسل های آينده بشوند. 

 

اثبات وجود خدا

 

همانطور که در مقدمه يادآور شديم، با پيشرفت روزافزون علم بشری، برای توضيح و تحليل اديان احتياج به اثبات وجود خدا از طريق علمی داريم تا بتوانيم برای آنان که دست به ا نکار قادر مطلق می زنند دليل و شواهد متعدد بياوريم.  ما در اين قسمت شماري از استدلالها و براهين اثبات خدا را نام برده و مختصری درباره آنها توضيح می دهيم.   

 

1. برهان انتظام هستی (The Cosmological Argument)

 

اگر بخواهيم با بيانی ساده به تعريف اين استدلال بپردازيم شايد بتوان گفت: «که وجود جهان هستی بهترين و محکمترين گواه برای وجود داشتن خداوند است.»

 

دو روش مختلف از برهان انتظام هستی عبارتند از:

1. استدلال علت اوليه

2. استدلال از احتمال وقوع

 

برای اينکه بدانيم تفاوت اين دو روش چيست، پس از تعريف کلی برهان انتظام هستی خواهيم ديد که اين دو روش چگونه توانسته اند با نقد و اعتراض به استدلال انتظام هستی روبرو شوند و در واقع اعتراضهاي‌ وارده را رد بنمايند.   

 

تعريف کلی برهان انتظام هستی بصورت استدلالی عبارتست از:

1. هر چيزی برای وجود داشتن نياز به علتی دارد.

2. دنيا وجود دارد.

بنابراين:

3. دنيا نياز به علتی برای وجود داشتن دارد.

4. اگر دنيا علتی برای وجود داشتن دارد، پس آن علت خدا می باشد.

5. خدا وجود دارد.

 

کسانی که به اين استدلال اعتراض کرده اند و آن را رد نمودند، اعتراض خود را با سـؤالی اينگونه بيان می کنند:        

«آيا خدا هم علتی برای وجود داشتن دارد؟»

اگر با نگاهی سطحی به اين سؤال بنگريم، مطمئنآ فکر خواهيم کرد که اين اعتراض ساده سبب از بين بردن کل استدلال ما خواهد شد. همانطور که در چند سطر بالاتر عنوان شد استدلال اوليه و استدلال از احتمال وقوع با روشی منطقی به بحث با سوال اعتراض کنندگان مبنی بر علت به وجود آمدن خدا پرداخته اند.         

 

نخست استدلال بر پايه علت اوليه:

 

تفاوت بزرگی که بين دنيا و خدا وجود دارد اينست که دنيا در زمانی خاص به معنای فيزيکی آن به وجود آمده است. طبق استدلال بر پايه علت اوليه، می توان گفت هر چيزی که شروع و آغازی در بعد زمان دارد، نياز به علتی برای بوجود آمدن دارد.                         

برای اينکه بتوان اين مسئله را ساده تر بيان کرد در اينجا مثالی می آوريم.

يک ميز چوبی را نجار در زمانی مشخص درست می کند که خود آن نجار هم در زمانی مشخص (که همان تاريخ تولد اوست) متولد شده است.   

بنابراين باعث بوجود آمدن آن ميز چوبی، نجار بوده است و خود نجار هم بوسيله والدين خود متولد شده است. چه ميز چوبی و چه نجار هر دو آغازی در زمان داشته اند. بنابراين بايد باعث و علتی برای بوجود آمدن داشته باشند. بنا بر گفته های بالا، خداوند چون آغازی در بعد زمان ندارد، احتياجی نيز به علتی برای پيدايش ندارد. در قالبی ساده تر و کامل تر «لم يلد و لم يولد»، نه زاده شده است و نه می زايد.                              

 

دوم استدلال از احتمال وقوع:

 

اين استدلال را اينطور بيان می کنيم که تفاوت بين وجود داشتن دنيا و خدا اينست که ما به راحتی می توانيم بگوئيم چنين احتمالی می توانست وجود داشته باشد که اصلا دنيا به وجود نمی آمد. طبق «استدلال از احتمال وقوع»، هر چيزی که بتوان احتمال وقوعش را پيش بينی يا نفی کرد، علتی برای پيدايش و به وجود آمدن دارد. بنابراين در بحث موجوديت خدا يا وجود داشتن او بصورت احتمالي يك واقعه نبوده بلکه لازم بوده است، پس می توان گفت که خداوند بدون هيچ علتی و باعثی موجوديت دارد. چنانچه به مثال ميز و نجار دوباره توجه کنيم، در نظر داشتن به استدلال احتمال وقوع می توان آنرا به صورت زير بيان کرد:              

 

ما می توانيم بگويم که امکان به وجود نيامدن و ساخته نشدن ميز چوبی به دست نجار وجود داشت، شايد نجار به جای آن ميز چوبی وسيله ای ديگر می ساخت، همين تئوری برای خود نجار نيز صدق می کند. والدين او می توانند اصلا چنين فرزندی را نداشته باشند و يا فرزند آنها شخص نجار مذکور نباشد.  

 

 

استدلال هدف دار بودن جهان  (The Teleological Argument)

 

در جهانی که ما در آن زندگی می کنيم همه چيز به سوی هدفی در حرکت است، همچون تيری که از کمان رها شده و به سوی نشان خود در حال حرکت است. در حقيقت هدف دار بودن جهان از برهان نظم جهان استدلال می شود. در مثال تير و کمان که بالاتر در جمله ای ذکر کرديم، ما نياز به کسی داريم که تير را به سوی هدف يا نشان هدايت کند. اگر همين مثال بسيار کوچک را در دامنه ای بزرگتر بخواهيم بررسی کنيم، خواهيم ديد که اين جهان بزرگ هم نياز به نيرويی مافوق طبيعت دارد تا بتواند همه چيز را به سوی هدف و نشان خود هدايت کند.

 

بنابراين اين موجود کامل و مطلق کسی جز خدا نمی تواند باشد. ويليام پَلی، يکی از اساتيد الهيات انگليس دنيا را به ساعتی تشبيه کرده است که همه قسمتهای آن با نظم و ترتيب در کنار هم کار می کنند تا به آن هدف نهايی که نشان دادن زمان است برسند. پس با توجه به مثال ساعت، می توانيم دنيا را نیز به همين طریق در بعد وسيعتری مشاهده کنيم. تمام جانداران و غيرجانداران در نظمی شگفت انگيز به سوی هدفی در حال حرکت هستند.

 

 

برهان اخلاق  (The Moral Argument)

 

اينکه اخلاق چيست و شامل چه چيزهايی می شود، خود بحثی بزرگ است. انديشمندان بزرگی در اين باره مطلب نوشته اند، اما تعاريف و بيانها اغلب با هم فرق دارند. در برهان اخلاق اينگونه استدلال می شود که با توجه به اينکه اخلاق وجود دارد، بنابراين خدا هم وجود دارد.

شايد بتوان گفت که اخلاق متشکل از مجموعه ای از احکام و فرامين است. اين احکام توضيحی درباره دنيا به قسمی که وجود دارد نمی دهند بلکه آنها چگونه بايد بودن دنيا را توضيح می دهند. اينکه ما چگونه بايد عمل کنيم و به چه صورتی به سوی کمال حرکت کنيم.

اين امريست بديهی که برای هر حکم فرمانی ما نياز به حاکم (کسی که آن احکام را صادر می کند) داريم. قلمرو هر حکمی آنقدر می باشد که قلمرو حاکم آن حکم است. اما قلمرو اخلاق مطمئنآ از قلمرو نوع بشر بسيار اضافه تر است. بنابراين انسان نمی تواند حاکم اينگونه احکام باشد زيرا برای اخلاق ما احتياج به کسی داريم که قلمرو او بی نهايت و نا محدود باشد، بنابراين چنين کسی فقط خدا می تواند باشد.

 

اگر با زبانی منطقی تر و با تعريفی کلاسيک تر بخواهيم اين برهان را بيان کنيم، بايد آنرا بصورت زير ارائه کنيم.

 

1. اخلاق شامل مجموعه ای از احکام و فرامين است.

2. برای هر حکم و فرمانی ما نياز به حاکم و فرمانده داريم.

بنابراين

3. حاکمی وجود دارد که اخلاق را حکم کرده است.

4. قلمرو احکام بستگی به قلمرو حاکم آن احکام دارد، يعنی این دو مقدار با هم برابر است.

5. قلمرو اخلاق نا محدود است.

بنابراين:

6. حاکمی که احکام اخلاقی را صادر می کند دارای قلمرويی نامحدود است.

7. تنها خداوند می تواند چنين قلمرو نا محدودی را داشته باشد.

بنابراين:

8. حاکمی که احکام و اخلاق را صادر می کند خداوند است.

بنابراين:

9. خداوند وجود دارد.

 

استدلال از معجزه (The Argument from Miracles)

 

با بيانی ساده می توان گفت معجزه، حادثه يا رخدادی است که مافوق طبيعت است و جريانی خارج از دنيای فيزيکی دارد. در مباحث دينی و مذهبی، معجزه يکی از قوانين و دلايل اثبات وجود خداست. در انجیل بحث زنده کردن مردگان به دست حضرت عيسی (ع) کلی از همين معجزات است. اگرچه اين مسئله در قرآن نيز آمده است. در قرآن فهرستی از معجزات متعدد که توسط پيامبران خدا به مردم نشان داده شده است، آمده است. خداوند در قرآن بارها می گويد که ما برای آنها معجزه نشان داديم تا ايمان بياورند و عده ای ايمان آوردند و عده ای ديگر هرگز ايمان نياوردند. دل کوه شکافتن و شتر از آن بيرون آمدن، تبديل شدن عصای حضرت موسی (ع) به اژدها، زنده کردن مردگان به دست عيسی(ع) و نزول قرآن گوشه ای از معجزات مکرّر خداوند است.

 

در مسئله قرآن که عده ای از اعراب، حضرت محمد (ص) را ساحر و شاعر ناميدند، وحی بر آن حضرت نازل شد که اگر شما نيز می توانيد سوره ای و حتی آيه ای مثل آيه های قرآن بگوييد. با اينکه اعراب در شعر و رجزخوانی بسيار چيره دست بودند، اما قادر به انجام چنين عملی نبودند و نتوانستند که حتی آيه ای را نيز همچون آن کتاب آسمانی بياورند.

بنابراين برای اينکه معجزات را بتوانيم قبول کنيم، شرط لازم آن اينست که ابتدا بايد به نيروی ما فوق طبيعت اعتقاد داشته باشيم، تا بتوانيم حوادث متافيزيکی را قبول کينم. بنابراين ان نيروی ماورای طبيعت بجز خداوند به چه کسی می تواند تعلق داشته باشد.

 

جبر و اختيار

 

جبر و اختيار يکی از مهمترين مقوله هايی است که چه برای آنان که خدا را قبول دارند و چه برای آنها که قبول ندارند مورد بحث و گفتگو قرار گرفته است.

عده ای از جبريون که خدا را قبول دارند، ديدگاه خود را اينطور بيان می کنند که چنانچه خداوند، قادر مطلق است و در تمامی کار ها اوست که تصميم می گيرد پس انسان اختياری ندارد و همه چيز جبری می باشد.

 

برای پاسخ گويی به رد اين مسئله مثالی را که مرحوم ابوالقاسم خوئی بيان کرده است را در اينجا می آوريم:

 « فرض کنيم يك فرد از انسان مبتلا به فلج است، به طوری که توانايی حرکت ندارد و ما می توانيم با وصل کردن سيم برق او را به حرکت وادار کينم. در هنگام اين حرکت کليد (کليد برق در فارسی ايرانی به معنی سويچ برق در فارسی دری می باشد) برق در دست ما باشد، به طوری که هر لحظه بتوانيم آن شخص را از حرکت باز داريم. حال اگر چنين شخصی حرکت کند و کارهايی انجام دهد، اين کارها با اختيار او انجام خواهد گرفت، خواه کار بد یا کار خوب، آن چه که از اين کار به ما مستند است نيرو و قدرتی است که ما به توسط برق در او ايجاد کرده ايم و در هر لحظه می توانيم آن قدرت را از او سلب نماييم. اما اين کار را نمی کنيم و به حال خود می گذاريم. طرز بهره برداری از اين نيرو که ما به او داده ايم مربوط به اختيار اوست و به ما تعلقی ندارد.»

 

به زبانی ساده تر می توان گفت که در حقيقت ما سبب حرکت کردن دست و پای آن شخص شده ايم، اما ما به او نگفتيم که حتمآ بايد دست خود را به طرف راست بچرخاند يا به طرف چپ بچرخاند. تصميم اينکه آن شخص دست خود را به کدام طرف بچرخاند با خود اوست و او اختيار دارد که خودش انتخاب کند. ما می توانيم همين مسئله را به مسئله انسان و خداوند گسترش بدهيم.

 

خداوند انسان را خلق کرده و به او نیروی تفکر و تعقل داده است و همچنان به او قدرت مقايسه کردن و تميز دادن اعطا کرده است. حال اين انسان است که بايد تصميم بگيرد که کدامين راه را انتخاب کند.

همچنان که خداوند در سوره انسان، آيه سه می فرمايد:

«اِنّا هُدَيناهُ السَّبيلُ اِمّا شاکِرآ و اِمّا کَفورآ»

 

« ما راه را به آنان نشان داده ايم، يا راه راست را انتخاب خواهند کرد و يا کفران خواهند ورزيد.»

 

با توجه به اين آيه می بينيم که خداوند به انسان اختيار داده است که بين راه درست و راه کفر يکی را اختيار کند. در اينجا با بيان دو موضوع از جنبه طبیعی به اثبات اختيار آدمی می پردازيم. گرچه دلايل پيش از اين هستند و بحث بسيار بزرگ می باشد اما به اين دليل که در اين مقاله سعی شده است مطالب بصورت بسيار خلاصه بيان شود، ما فقط دو دليل را برای اثبات اختيار آدمی از جنبه طبيعی انتخاب کرده و خلاصه ای از آنها را بيان می کنيم.

 

1. مسئله پشيمانی و ندامت

2. مسئله احساس مسئوليت

 

پشيمانی و ندامت

 

به جملات زير دقت کنيد:

«حيف شد ای کاش که درس می خواندم.»

«اگر او مشروب نخورده بود، تکر (تصادف) نمی کرد.»

«حيف که تنبلی کردم، اگرنه، شايد به سرويس می رسيدم.»

«اگر کمی آرامتر گپ می زدم، او از پيش من آزرده نمی شد.»

 

تمامی جملات بالا نشان دهنده اینست که شخص فاعل يا کننده کار می توانسته است کارهای ذکر شده را انجام دهد (و انجام ندهد) که چنان حس شرم و پشيمانی می کند.

اين شرمندگی خود دليلی بر اختيار داشتن آدمی است. بدين معنی که او می توانسته است راه بهتر را انتخاب کند، اما اينکار را نکرده است و حال به اين صورت شرمنده و خجالت زده است.

آیا تاکنون شده است که شما کسی را ببينيد که بر فرض مثال به علت يک مرض (بيماری) از انجام دادن کاری معذور باشد و پس از آن احساس پشيمانی کند که چرا چنان کاری را کرده است؟

جواب مطمئنآ نه است. حتی اگر چنين کسی اظهار ندامت و پشيمانی کند، همانطور که همه می دانيم این ندامت و پشيمانی عملی نا معقول می باشد و کسی نمی تواند برای چنين حالتی فردی را که توانايی انجام عملی را نداشته است متهم و محکوم کند.

حتی در مسائل اسلامی نيز ما برای فردی که ديوانه است، تکليفی نداريم چون فرد مذکور آن کارها و افعال عجيب را در حالتی اختياری انجام نداده است.

همين مسئله در باره کسی گفته می شود که در حالت تب و لرز به هذيان گويی می پردازد. اگر چنين فردی در اين حالت گپی نا مربوط بزند، شما مطمئنآ او را متهم نمی کنيد چون می دانيد که عملی اختياری نبوده است.

مولانا جلال الدين بلخی در مثنوی خود اين مسئله را بسيار زيبا بيان می کند و در حقيقت در چند بيت شعر بصورت ساده و سليس و روان اين بحث فلسفی را با ذکر مثالی توضيح می دهد.

 

اين که گويـی اين کنـم يـا آن کنم                    اين دليل اخـتيـار اســت ای صنــم

يـک مثـال ای دل پـی فرقـی بيـار                  تـا بــدانــی جـبــر  را  از  اخـتـيــار

دسـت کــان لـرزان بود از ارتعـاش                  وان که دستی را تو لرزانی ز جاش

هر دو جنبش آفريده حق شنـاس                   ليـک نـتـوان کـرد ايـن بـا آن قيـاس

زان پـشـيـمانـی کـه لرزانـيـديـش                چون پشيمانی نيست خود مرد مرتعش

مرتعش را کی پشيمان ديده ای؟                   بر چنـيـن جبری تو بر چسبـيده ای

زاری  مـــا بـشـد دليـــل اخـتـيــار                   خـجـلـت مــا شــد دليـل اختــيــار

گر نبودی اختيار اين شرم چيست؟                 وين دريغ و خجلت و آزرم چيست؟

 

در بيت نخستين مولانا دليل اينکه انسانها بين کارها تصميم می گيرند و فکر می کنند که کدامين کار را انجام دهند، اختيار می داند. در بيت بعدی برای تفاوت و فرق جبر و اختيار مثالی می آورد تا بدين گونه اين مبحث را روشن تر کند. در اينکه انسان خود دستش را تکان بدهد و يا اينکه دچار مرض رعشه (پارکينسون) باشد، بسيار فرق است.

 

فرض مثال براثر تکان دادن دست خود اگر دستمال به يک شيشه شربت بخورد، مطمئنآ اظهار پشيمانی می کنيم که چرا هوش و حواس خود را نگرفته بوديم که چنين اتفاقی نیفتد. اما هیچ وقت فردی که دچار مرض رعشه است چنين پشيمانی را ندارد چون به دست و اختيار خودش نبوده است. در ابيات آخر، مولانا زاری کردن ما را نيز دليل اختيار می داند، چون شما اين احساس را داريد که با زاری کردن می توانيد عمل فردی را تغيير بدهيد و این خود اثبات اختيار داشتن است.

هنچنان مولانا در پايان سوال می کند که اگر شما اختياری در انجام دادن اعمال خود نداريد پس چرا بعد از عمل اينگونه دچار شرم و دريغ و افسوس شده ايد؟! در حقيقت مولانا با پرسيدن اين سوال، شرم و دريغ را دليلی بر اختيار می داند.

 

احساس مسئوليت

 

موضوع مسئوليت را شايد بتوان در دو موضوع زيرتحليل كرد:

 

1.    مورد بازخواست قراردادن انسان خطاكار

2.     ثشخيص استحقاق براي كيفر

 

درزنده گي روزمره خود ما بارها ديده ايم كه فردي ، فرد ديگري را به سبب خطايي مورد بازخواست قرار مي دهد كه امري ست پذيرفته شده. دراينجا اين مسئله را بايد متذكرشد كه چگونه مي توان انسان خطاكار را مورد بازخواست قرار داد، در صورتيكه او بصورت اجباري ملزم به انجام كاري بوده است. با توجه به طرح بيان شده، فرد خطاکار حتما اين اختيار را در لحظه انجام دادن خظا داشته است که اکنون به خاطر انتخاب غلطش مجبور است باز خواست شود. پدري که فرزند خود را به خاطر عملي زشت مورد بازخواست قرار مي دهد، به اين علت است که او مي داند فرزندش اين اختيار را داشته که آن عمل زشت را انجام ندهد و اکنون که انجام داده است، مورد باز خواست قرار مي گيرد.  

 

همه اين حرکات به صورت معقولي براي ما پذيرفته شده است و ما با آنها ارتباط مستقيم داريم. با مثال هاي بالا به اين مسئله پي مي بريم که انسان ها بايد صاحب اختيار باشند که کار درست را از نا درست، هنجار را از نا هنجار، خوبي را از بدي تشخيص بدهند، تصميم گرفته، عملي را انجام بدهند

بحث ديگر مربوط به اين مسئله، تشخيص استحقاح براي کيفراست. بهترين و شايد ساده ترين مسئله اي را که مي توان مثال زد، مسئله حس انتقام فردي يا اجتماعي است. (١) « کيفر از اين نظر تنها در کار هاي اختياري مورد تفسير قرار نمي گيرد، زيرا در کارهاي اجباري هرگز حس انتقام توليد نمي گردد، و اگر در کسي نيز اين حس در غير صورت اختيار بيدار شود، منطقي نيست و در نزد عقلا مسموع  نمي باشد و بيجا تلق  مي گردد.»   

 

و درود برآزاد مردان..

 

پانوشت:

(١). ‹ جبر و اختيار› - ص ١٧٨ – محمد تقي جعفري – چاپ تهران

 

 

منابع:

قران مجيد

اخلاق – اسپينوزا

جبرو اختيار – محمد تقي جعفري

مثنوي معنوي – مولانا جلاالدين بلخي

http://www.philosophyofreligion.info

http://www.cftech.com/BrainBank/OTHERREFERNC
E/PHILOSOPHY/ArguAbtGod.html

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم فروردین 1386ساعت 19:27  توسط بابک   | 

دگر هیپنوتیزم

 

تکنیک های استاندارد ایجاد خلسه هیپنوتیزمی (ادامه)

 

سلام

دوستان محترم، تکنیک هایی که ارائه خواهد شد، بسیار موثر و کارآمد می باشند که برای القای این تلقینات، بایستی ابتدا با مقدمات هیپنوتیزم که قبلا آورده بودم، آشنایی داشته و تسلط کافی بر مطالبی که قبلا در وبلاگ قرار داده بودم، داشته باشید تا بتوانید به موفقیت های لازم برسید.

روش دکتر فلاور

روش دکتر فلاور برای هیپنوتیزم کردن، بسیار راحت و آسان است، زیرا به این نیاز ندارد که شما به بیان و ارائه یک متن مفصل و پیچیده به عنوان تلقین هیپنوتیزمی بپردازید. آنچه که بعنوان تلقین به سوژه گفته می شود، عملا چیزی بیشتر از شمردن نیست. در آغاز کار، همانطور که قبلا به آن اشاره شد، مطالب لازم را برای توجیه و آماده سازی سوژه به او بگویید. در مرحله دوم تنها آنچه را که هیپنوتیزور انجام می دهد، شمردن است و تنها کاری را که سوژه به انجام آن می پردازد، باز کردن و بستن چشم ها می باشد. بنابرین، این روشی است که در طی آن سوژه بصورت فعالی شرکت می کند.

سوژه بایستی راحت بر روی صندلی قرار بگیرد و در مقابل او یک در یا دیوار ساده و بی آرایش وجود داشته باشد. شما طوری قرار بگیرید که در قسمت جانبی و کمی عقب تر از او مستقر باشید.در این وضعیت این امکان برای شما فراهم می شود تا صورت و یکی از چشم های او را از نیمرخ، زیر نظر داشته باشید و از نزدیک عکس العمل های او را مشاهده کنید. در این متد نیازی نیست تا شما بر روی نقطه خاصی به تمرکز و توجه بپردازید. کار را به این ترتیب ادامه دهید:

(( کاملا ریلاکس باشید و نگاه شما متوجه در یا دیواری باشد که مقابل چشمان شما قرار گرفته است. لزومی ندارد که توجه دقیقی به این ناحیه داشته باشید. کافی است که تنها بصورتی خواب آلود و مبهم در میدان دید شما قرار گرفته باشد. پس از مدت کوتاهی من شروع به شمردن می کنم. پس از شنیدن هر عددی چشمانتان را ببندید و در فاصله اعداد، چشمانتان را باز کنید و این کار را به این صورت ادامه دهید.))

 پس از آن، به قسمت جلوی دید او بروید و آنچه را که مورد نظر شماست، بصورتی عملی و از طریق چهره خودتان به او نشان بدهید. برای مثال عدد(1) را بشمارید و همگام با آن چشمانتان را ببندید و پس از مدت کوتاهی آنها را باز کنید. پس از آن، عدد (2) را بشمارید و همگام با آن، بار دیگر چشمانتان را ببندید و بعد باز کنید. سپس عدد (3) را بشمارید و بعد این جریان را استمرار بخشید. ولی در این موقع، در زمان باز کردن چشم ها، طوری عمل کنید که افراد ناظر احساس کنند که بازگشایی چشمان شما با سختی و دشواری بیشتری صورت می گیرد. بنابرین تکیه بیشتری بر تلقینات خود بدهید. در این زمان، بار دیگر به پشت سر یا کنار سوژه رفته و شروع به شمردن کنید. ضمنا از سوژه بخواهید که همگام با شمردن شما، چشمانش را باز کرده و بعد ببندد، تا زمانی که دیگر باز کردن چشم ها، برای او بسیار مشکل و طاقت فرسا جلوه دهد. پس تلقین را بدین صورت ادامه دهید: (( در جریان این شمردن ها، شما احساس می کنید که هر بار باز کردن چشم ها برای شما سخت تر و دشوارتر می شود. در این جریان لحظه به لحظه چشمان شما خسته تر و خواب آلوده تر می شوند. پس از مدتی احساس می کنید که بازگشایی چشم ها برای شما بسیار سخت و دشوار – بلکه غیر ممکن – می گردد. همینطور که این شمارش ها ادامه پیدا می کنند، شما احساس می کنید که یک حالت خستگی، کرختی و تنبلی در قسمت های مختلف بدن شما پدیدار می گردد. تمام قسمت های مختلف بدن شما ریلاکس و ریلاکس تر می شوند. پس از مدتی شما آنچنان خسته و خواب آلود می شوید که با شمردن دیگر نمی توانید چشمانتان را باز کنید، بلکه همانطور بسته باقی می ماند و با شمردن هم، این حالت آرامش شما به هم نمی خورد. دور یا نزدیک، زمانی فرا می رسد که شما چشمانتان را می بندید و این وضع همینطور باقی می ماند و شما هم به خواب عمیقی فرو می روید.))

تا به حال شما برای سوژه شرح داده اید که او باید انتظار چه وقایعی را داشته باشد، ( قدم اول) بنابرین در این موقع شما می توانید به صورت یکنواختی به شمردن بپردازید. شمردن را از یک شروع کنید و تا بیست – مطابق شرحی که بیان شد – ادامه دهید. اگر هنوز چشمان سوژه بسته نشده بود، می توانید دوباره از یک تا بیست بشمارید. این سری شمردن ها را تا زمانی ادامه بدهید که چشمان او بسته باقی بماند و در حالت هیپنوتیزم قرار بگیرد. یک سوژه خوب هیپنوتیزمی، حتی پیش از آن که شما به عدد 15 برسید، چشمانش بسته شده و بسته باقی می ماند. اولین نکته جالبی که شما به آن برخورد می کنید، کوشش سوژه برای باز کردن چشمانش می باشد. گاهی نظم باز و بسته شدن چشمان او، با نظم شمردن شما هماهنگی نشان نمی دهد. پس از مدتی در حالی که سوژه برای باز و بستن چشم هایش به کوشش بی حاصلی دست می زند، ولی همچنان دیدگان او بسته باقی می مانند و تنها کمی پلک ها و ابروهای او حرکت می کنند.

پس از آن که چشمان او بسته باقی می مانند، شمردن را متوقف کنید و به لحن بیانات خویش، آهنگ و نمای آمرانه ای را بدهید. در این زمان سوژه هیپنوتیزم شده است ( گام سوم). اگر بخواهید، می توانید شمردن را تا رسیدن به عدد بیست ادامه دهید، ولی از این به بعد این شمردن را با تلقینات مناسبی درباره عمیق تر شدن خلسه هیپنوتیزمی هماهنگ کنید. به او متذکر شوید که با شمردن هر عدد، خواب او عمیق و عمیق تر می شود و زمانی که شما به عدد بیست برسید، او در یک خلسه عمیق هیپنوتیزمی قرار می گیرد. زمانی که به عدد بیست رسیدید، به صدای خود لحن قانع تر و آمرانه تری بدهید و به اصطلاح، بر او تسلط پیدا کنید. به این ترتیب، همان طور که برای گام سوم لازم است، شما کنترل بر سوژه را به دست گرفته اید.

    

گاهی با وجود آن که چشمان سوژه هنوز بسته نشده، ولی با این وجود، هماهنگی حرکات بسته شدن و باز شدن چشمان او، با شمردن شما بهم خورده و یا مختل شده است. در این شرایط، نیازی به این نیست که تا بیست بشمارید. در این شرایط، شمردن را متوقف کرده با کنترل او، به صورتی آمرانه، به بیان تلقیناتی بپردازید که هدف آنها عمیق تر شدن خلسه هیپنوتیزمی سوژه است.

اگر پس از سه بار شمردن تا بیست، چشمان سوژه بسته باقی نماند و یا اینکه هماهنگی باز و بسته شدن چشمان او با نظم شمردن شما بهم نخورد، شما می توانید به این نتیجه برسید که این تکنیک بر روی او موثر نیست، ولی نباید در وسط القای خلسه مبادرت به متوقف کردن آن بکنید. بنابرین زمانی که شما برای دور سوم به عدد بیست رسیدید، از او بخواهید که چشمانش را ببندد و همان طور که در روش ریلاکس شدن آموختید، با این روش و تکنیک های دیگر او را هیپنوتیزم کنید. حتی سوژه هایی که تا حدودی با هیپنوتیزم آشنایی دارند، متوجه نمی شوند که شما به روش جدیدی روی آورده اید، بلکه آنها خیال می کنند که این همان روشی است که شما به صورت عادی و معمولی برای القای خلسه هیپنوتیزمی از آن استفاده می کنید. (* همیشه یادمان بماند که تنها با یک روش نمی توان هر سوژه ای را هیپنوتیزم کرد و ما با توجه به شرایط روحی و رفتاری سوژه که در جلسه اول پس از صحبت کردن با او برای ما تا حدودی آشکار می شود، از بین صدها روش هیپنوتیزم، آن روشی که حدس می زنیم برای او مناسب است، با آن روش او را هیپنوتیزم می کنیم و باید بقدری در شناخت شرایط رفتاری سوژه مهارت داشته باشیم که در انتخاب روش، دچار اشتباه نشویم و اگر خدایی ناکرده مرتکب اشتباه شدیم، بدون اینکه سعی در ادامه کار با روش انتخابی داشته باشیم، با دقت بسیار زیاد روش خود را تغییر داده و طوری عمل می کنیم که سوژه به هیچ عنوان متوجه اشتباه ما نشود تا مغز او پر از افکار منفی و... شده و دیگر هیپنوتیزم نشود.*)

روش دکتر فلاور، به سه شکل متفاوت می تواند مورد استفاده قرار بگیرد. در شکل اول، پس از آنکه چشمان سوژه خود به خود بسته شد، هیپنوتیزور کنترل خود را بر او اعمال می کند. در شکل دوم، پس از آنکه اختلالی در هماهنگی بین شمارش شما و باز و بسته شدن چشمان سوژه پدید آمد، این پدیده را برای او به عنوان دلیلی برای پیدایش خلسه هیپنوتیزمی تلقی کرده و از او بخواهید که چشمانش را ببندد و تسلط هیپنوتیزمی خویش را برقرار سازید. در شکل سوم، پس از آنکه متوجه شدید متد شما موثر و کارساز نیست، ادامه کار را متوقف کرده و به تکنیک دیگری روی آورید.

برای هیپنوتیزم کردن افراد، متدهای گوناگونی وجود دارد که هر کسی که بخواهد در هیپنوتیزم استاد گردد، بایستی تمامی روش های هیپنوتیزم کردن را بطور کامل فرا گیرد که این وبلاگ نیز قصد دارد که تمامی تکنیک ها و روش های هیپنوتیزم کردن افراد را برای شما عزیزان، پزشکان، دندان پزشکان، کارآگاهان پلیس و امور جنایی، روانکاوان و روان پزشکان که آموزش هیپنوتیزم برای آنها ضروری بوده و کار روزمره آنان خواهد بود و نیز تمامی افراد عادی اعم از تحصیل کرده یا تحصیل نکرده، با پیشرفته ترین و ساده ترین روش ها،در اختیارتان قرار خواهد داد که این مطالب را در هیچ سایت فارسی و حتی انگلیسی هم نمی توانید پیدا کنید و مطالب مربوط به مباحث هیپنوتیزم و مخصوصا دگر هیپنوتیزم، فقط و فقط در وبلاگ ما یافت می شود و ما نیز قصد داریم حجم مقالات و تمارین عملی همراه با عکس را بیشتر کرده تا تمامی افراد جامعه بتوانند بطور رایگان با این علوم و متدها آشنا شوند و بتوانند آنها را به نحو احسن فرا گیرند که با توکل به خدای منان، ما دست آن دسته افراد را که این مطالب را با پول و پله و نادرست و شیادی و... در اختیار مردم و افراد جامعه قرار می دهند، کوتاه خواهیم کرد و با صبر و تحمل شما بزرگواران، شخص آقای دکتر بابک، این مطالب را بطور رایگان و علمی و صحیح در اختیار شما خواهد گذاشت و بنده نیز از همینجا از زحمات بی دریغ و بی منت این عالم و دانشمند بسیار جوان ایرانی که در راه علم و تبلیغ و ترویج و گسترش آن از هیچ تلاش و کوششی کوتاهی ننموده اند، از ایشان صمیمانه تشکر و قدردانی به عمل می آورم.

خاطر نشان می شوم که مبحث دگر هیپنوتیزم هنوز ادامه دارد و مطالب بسیار مفصلی همراه با آموزش عملی و علمی و نیز مقالات بسیار معتبری در وبلاگ آورده خواهد شد ...... در ضمن تیم متافیزیک پی تری سی آذربایجان، دیشب ساعت 2:40 بامداد ( با 100 دقیقه تاخیر) به فرودگاه تبریز رسیدند که استقبال بی نظیری از تیم به عمل آمد و مردم از سایر نقاط ایران نیز برای استقبال، در فرودگاه تبریز حاضر شده بودند که جا دارد از همینجا از کلیه کسانی که دیشب با تحمل هزاران سختی و... که به فرودگاه جهت استقبال آمده بودند، از صمیم قلب تشکر و قدردانی کنم.

ارسالی از: ایلیار ورمزیارلو

 

آدرس ایمیل برای ارسال نظرات یا انتقادات شما:

 

 

 

Prof_Dr_I_Varmazyarlu@yahoo.com

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم اسفند 1385ساعت 12:49  توسط بابک   | 

بنام خدا

سلام و درود فراوان به شما علاقمند به مباحث متافیزیک، تله پاتی، پرواز روح، انرژی درمانی و...

خدمت شما عزیزان می رساند که تیم متافیزک پی تری سی آذربایجان قرار است فردا پس از ارزیابی نشست 15 امین همایش و کنفرانس علوم خفیه و متافیزیک، ساعت 5 بعد از ظهر به وقت برن سویس، پس از عزیمت از گوتنبرگ به ژنو، طی پروازی به ساعت 8:30 شب از آنجا عازم استانبول و پس از 1 روز اقامت در آنجا، پس فردا احتمالا ساعت 1 شب به وقت تهران، مقصد را از استانبول به تبریز ترک کنند. تیم متافیزک پی تری سی در این اجلاس، مقالات دقیق و علمی فراوانی را ارائه کرده بود که این زحمات و تحقیقات و آزمایش های علمی توسط کار گروهی 500 نفره ای بود که کار گزارش، آزمایش و ارائه نظرات منطقی و علمی و نیز تحقیقات بسیار فراوان را به عهده گرفته بودند. ناگفته نماند که بدلیل زحمات بی وقفه و تحقیقات بسیار گسترده جناب آقای بابک، دانشکده علوم روحی انگلستان به پاس زحمات طاقت فرسا و نیز صرف هزینه های بسیار گزاف و کلان و همچنین ارائه خدمات رایگان و بی منت این برادر بزرگوار، مدرک دکترای افتخاری علوم متافیزیک دانشگاه علوم روحی لندن را به آقای اهدا کردند. ما نیز در جای خود، این افتخار را به آقای حكيم تبریک می گوییم و به این ترتیب، آقای حكيم سومین ایرانی است که دارای مدرک دکترای علوم متافیزیک می باشد و این افتخاری بس بزرگ برای ماست. در ضمن خاطر نشان می شوم که متاسفانه با وجود تحقیقات علمی فراوان تیم پی تری سی، متاسفانه این تیم نتوانست رتبه های اول یا پنجمی را کسب کند و در کل رتبه 13 را از میان 85 تیم تحقیقاتی بدست آورد که باز در جای خود خوب است. چون متاسفانه هیچ حمایت یا کمکی از طرف دولت از این موسسه نشده و بر خلاف سایر تیم ها که بودجه های بسیار کلانی را از دولت جهت انجام تحقیقات بسیار پیشرفته دریافت کرده بودند، در ایران هیچ حمایتی حتی از طرف بخش خصوصی عاید موسسه پی تری سی نشد و با این وجود، این تیم باز شایستگی و استعدادهای فراوان اعضای خود را به رخ همه کشید. پس بدین ترتیب اعضای 15 نفری تیم پی تری سی، احتمالا ساعت 1 شب به وقت تهران، در فرودگاه تبریز حاضر شوند. از طرفی طی تماسی که با آقای بابک یا بهتر است دیگر بگویم دکتر بابک داشتم، ایشان از بازدید کنندگانی که دارای وب سایت یا وبلاگ می باشند تقاضا کرد که این وبلاگ را در سایت خود لینک کنند تا آمار بازدید کنندگان افزایش یابد و یا به هر طریقی این وبلاگ را تبلیغ نمایند. چون هدف ایشان همگانی نمودن این فنون و علوم برای همه است. در ضمن ایشان قول داده اند تا مقالات خود را به زبان اصلی(انگلیسی) در وبلاگ قرار دهند. پس باز تاکید می کنیم که این وبلاگ با کسانی که دارای سایت یا وبلاگ هستند، تبادل لینک می کند. ما را لینک کنید تا ما نیز شما را لینک کرده و تبلیغات شما را بصورت رایگان در وبلاگ بپذیریم. بدیهی است که در صورت عدم افزایش بازدید کنندگان و نیز کاهش تبادل لینک و حتی تبادل نظر در بخش نظرات وبلاگ، این وبلاگ بطور حتمی تعطیل خواهد شد. پس تکرار می کنم که این وبلاگ را لینک و تبلیغ نمایید. مطمئنا تنها کسی که از تعطیلی وبلاگ ضرر خواهد کرد، خود شما خواهید بود و ما بدلیل حمایت کمتر و نیز علاقه کمتر افراد به این علوم و اسرار نهفته، مسلما دیگر ادامه نمی دهیم و مطالبی که بعدا در ادامه در مورد تقویت نیرو برای حرکت اجسام از راه دور و انرژی درمانی پیشرفته و اسرار نگفته شده و... که می خواستیم در ماه های جاری در وبلاگ قرار دهیم، دیگر برای همیشه نا گفته خواهد ماند و تنها خود شما ضرر می کنید.

و دیگر بس............

ایلیار ورمزیارلو

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم اسفند 1385ساعت 16:9  توسط بابک  

 

  Chakra           

  مراکز انرژی و چاکراها

دو سیستم عمومی فیزیولوژی  در بدن شناخته شده است ،گردش خون و سیستم عصبی  توسط رگهای خونی در تمام بدن حتی زیر پوست ها جریان دارند و وظیفه شان سوخت و ساز  بدن و رساندن مواد غذائی و اکسیژن به سلول و اندامها و دفع گازکربنیک  و مواد زائدند . مرکز آن در  قلب است و به وسیله دو سیستم متفاوت سرخرگ و سیاهرگ وظیفه شان را انجام می دهند .سیستم عصبی نیز در همه جای بدن  منشعب شده اند . وظیفه شان تبادل پیامها و اطلاعات و هماهنگی کلیه اعمال عالی وجود ماست. مرکز آن در مغز قرار دارد و به وسیله طناب نخاعی در امتداد ستون فقرات و اعصاب دوگانه سمپاتیک و پاراسمپاتیک وظیفه اش را اعمال می نماید. این دو سیستم عمده به کمک کالبد شکافی پزشکی بخوبی شناخته شده اند .

نهانگرایان ، روشن بینان علوم باطنی و استادان باستانی یوگا،طب سوزنی ، چی کونگ ، آیوررودا و برخی علوم کهن دیگر پرده از راز درونی سیستم دیگری بنام سیستم انرژی ها گشوده اند .

این دانش های کهن و بسیار دقیق معتقدند که یک سیستم انرژیک در بدن انسان وجود دارد که امروزه در غرب تحت عنوان rieki  شهرت یافته است .rie به معنای انرژی جهانی و ki هم جزئی از آن انرژی می باشد . که در چین به آن چی(chi) ،در مسیحیت ، ایت (iyht) یا روح القدس ،جادوگران قبایل بدوی بدان مانا(mana) و یوگی ها بدان پرانا (prana) و پژوهشگران روسی نام آن را انرژی پلاسمای حیاتی (bioplasmic energy) گفته اند. بسیاری از مواقع خود ما نیز  وجود چنین انرژی هایی  را احساس می کنیم در انجیل مرقسس a160 می خوانیم . دستان خود را بر بیماران نهید ، آنان شفا خواهند یافت .

آزمایشات و تحقیقات بسیاری وجود چنین انرژی هائی را در بدن ثابت می کند خصوصا گسترش کاربرد طب سوزنی که دقیقا بر اساس یافته های گردش چنین انرژی هائی در بدن است این امر را اثبات نموده است . محقق بزرگ ژاپنی یوکوهاما موفق به ساخت دستگاهی شده است که جریان چنین انرژی را در بدن انجام می دهد . وقتی شخصی با تمرینات مدیتیشن ، یوگا و تمرکز یا نیایش های روحانی انرژی درونی خود را فعال می کند دستگاه حساس فوق آن را ثبت می نماید.

همچنین، یوگا ، بعنوان یک دانش کهن ولی بسیار دقیق و اعجاب انگیز بطرزی ظریف و روشن پرده از راز انرژی برداشته است .

یوگا اگر چه دارای آموزش های گسترده ومتنوع است اما در این خصوص در شاخه ای به نام کندالینی یوگا بطور خاص به این شگفتی می پردازد.جالب است بدانیم مسیر این انرژی نیز دو قطبی است ، کانال های انرژی که نادی نامیده می شوند در تمام بدن انشعاب یافته اند و بصورت کانال های مثبت و منفی به نام های آیدا و پینگالا و یک جریان سومی نیز به نام سوشو منا که از بینشان می گذرد ، به انتقال این انرژی ها می پردازد.

وظیفه این سیستم حفظ انرژی حیاتی در وجود ماست و مرکز آن در پائین ترین قسمت ستون فقرات قرار دارد. و به موازات ستون فقرات بالا می آید و تا انتهای سر دارای هفت میدان و مرکز است . این میدان های انرژی ، چاکرا (charka) نامیده می شود چاکراها مراکزی هستند که انرژی ها در آن جا مرکزیت می یابند و فعال کردن آنها خصوصیات متفاوتی را ظاهر می سازد. تمرینات و تکنیک هائی که می تواند این مراکز را فعال سازند متعدد و ویژه هستند و نیاز به کسب مهارت طی چند ماه تا چند سال است. توانائی و قدرت های حاصل از فعال شدن انرژی چاکراها ، کرامت یا سیدهی (sidhi)  نامیده می شود و به معنای قدرت های روحی است در پوستر و جدول فوق خصوصیات مراکز چاکراها بطور خلاصه فهرست شده است.

 

چاکرای اول : مولادهارا          Mooladhara

منطقه: بین معقد و دستگاه تناسلی (نشیمنگاه)

مانترا: لام (lam)

رنگ : قرمز تند

عطر: درخت سدر – درخت میخک

نت:دو

صدا:C

موسیقی :UH

وظیفه : جوهره فیزیکی

غدد مرتبط : فوق کلیوی که آدرنالین تولید می کند

عضو وابسته: استخوان ها ،دندان ها، ناخن ، پا ،روده،مقعد، پروستات

شکل : نیلوفر چهار پر

تاثیرات: سبکی – سخنوری- روحیه شاد- لذت طلبی – نیروی جنسی – نغمه سرائی – نادانی و دید مادی

جهت حرکت : به سمت پایین

مسیر ماساژ : زن (عکس عقربه ساعت ) مرد (جهت عقربه ساعت )

هفت بدن : مادی Phisycal Body

 عوارض احتمالی اولیه: توجه به مسائل مادی و خواهش های نفسانی

 حرکات یوگا :Asanas

نشست صحیح (Staff Posture) – پروانه (boundangle) – پل (bridge)  - خرچنگ (crab) – نیم فشار پا (half wind relieving)  - فشار پای کامل (fullwind reliving ) – ملخ (locust) – جنین (child) – نیم هلال ماه (half warior)

 تنفس :Pranayama

دم آهنگری (بهاستریکا)

مودراها ،باندها و تمرینات مخصوص :

آگچاری مودرا ( خیره به نوک بینی ) – مولاباندا ( فل عجان یا دهانه رحم)

 

 

 چاکرای دوم : سواد هیستانا Swadisthana

منطقه : انتهای ستون فقرات 1 تا 12 اینچ زیر استخوان خاجی

مانترا: Vam وم

رنگ: نارنجی

عطر : روغن Ylang – ylang  جوب صندل

نت : ر

صدا : D

 موسیقی : ooo

وظیفه : تولید مثل جنسی

غدد مرتبط : پروستات ،گنادها

عضو وابسته  : کلیه ها ،مثانه ها ، اسپرم ها ،مایعات بدن ، اعضای تکثیر شونده

شکل : نیلوفر شش پر

تاثیرات : گفتار شیرین ، رهائی از خشم و پرخاشگری ،زدودن جهل،علاقه به خواب و سستی ،تحریک جنسی ،خاطرات

جهت حرکت : جلو

مسیر ماساژ: زن (جهت عقربه ساعت ) مرد (عکس عقربه ساعت )

هفت بدن : عاطفی (اثیری ) emotional etheric

 عوارض احتمالی اولیه : تحریک و تزلزل امور جنسی و احساسی – بروز عقده های گذشته و سرکوب نیاز ها تردید و دودلی

حرکات یوگا : Asanas  حرکت قایق

مارکبری (cobra) – ایق به روی سینه (boat) – کشش پشت نشسته (seated forward bend)  - کشش کامل خوابیده پروانه (supinebund angle) – حالت سگ (dog) – گربه (cat) –حرکت سگ (puppy dog)- خم به جلو نشسته پاهای باز (seated angle)- خرس تعادلی (balancing bear) – قورباغه (frog)

تنفس: Pranayama

اودیانا

 مودراها ،باندها و تمرینات مخصوص :

آشوینی مودرا – در زنان ساها جولی (انقباض عضلات داخلی واژن و در مردان (واجرولی مودرا (انقباض و بالا کشیدن دستگاه تناسلی و شکم به بالا )

 

 

چاکرای سوم : مانی پورا     Manipora

منطقه : در پشت و امتداد ستون فقرات مقابل ناف ، پشت شکم

مانترا : RAM   رم

رنگ: زرد – طلائی

عطر : اسطو خودوس bergamot

نت: می

صدا: E

موسیقی : OH

وظیفه : ساختار وجودی

غدد مرتبط : پانکراس

عضو وابسته : شکم، معده ، کبد ، طحال ، دستگاه گوارش ، صفرا ، سیستم عصبی خودکار

شکل : نیلوفر ده پر

تائیرات : خلق کردن ، رهائی از بیماری ، غلبه بر تنش کشف گنجها، شهامت و جسارت

جهت حرکت : جلو

مسیر ماساژ : زن (عکس عقربه ساعت ) مرد ( جهت عقربه ساعت )

هفت بدن : ستاره ای astral

عوارض احتمالی اولیه : ناباوری به جریانات طبیعی ، احساس تسط ، عدم امنیت

حرکت یوگا : Asanas

کمانی (bow) – کشش پشت نشسته (seated forward bend ) – قایق از پشت (upward boat)  - خط کش از پشت (inclined plane ) – قهرمانی 1 (warrior I) – قهرمانی 2 (warior II) – نیم چرخ (half circle )  

 تنفس : Pranayama

تنفس شکمی – تنفس درخشش جمجه ( کاپالا بهاتی ) – تنفس سگ – تنفس سگ و گربه – اودیانا

مودراها ، باندها و تمرینات مخصوص :

یوگانیدرا – فشار و ماساژ همزمان انگشت دست راست به روی ناف و دست چپ به پشت مقابل ناف .

 

 

 

چاکرای چهارم : آناهات       Anahata

 منطقه : در پشت و بین دو کتف مابل جناغ سینه بالاتر از قلب

مانترا : yam  یم

رنگ : سبز ، صورتی

عطر : روغن گل سرخ

نت: فا

صدا : F

موسیقی: AH

وظیفه : عشق خالص

 غدد مرتبط : تیموس

عضو وابسته : قلب ،قفسه سینه ، پوست ، گردش خون ، حفره شکم

شکل : نیلوفر دوازده پر

 تاثیرات : راه دل – صلح – عشق خالص – هنر ، ادبیات – خوانندگی ، شفا بخشی – موسیقی – بر آوردن آآرزوها

جهت حرکت : جلو

مسیر ماساژ: زن (جهت عقربه ساعت ) مرد ( عکس عقربه ساعت )

هفت بدن : ذهنی mind

عوارض احتمالی اولیه : در جستجوی پاداش ، تا حدی احساس دوروئی ، عدم پذیرش راحت عشق دیگران

حرکات یوگا : Asanas

ماهی (fish) – یوگا مودرای ایستاده (standing yoga modra )  - کاپوت (pigeon ) – شتر (camel ) – انبساط سینه ایستاده (standing back bend) – مثلث 90 درجه با حالت سلام و چرخ (prayer twist )

تنفس : Pranayama

تنفس سینه ای – تنفس زنبوری

مودراها ، باندها و تمرینات مخصوص:

فشار دست و ماساژ بین دو کتف در پشت آناهات – اجاپاجا پا

 

 

 

چاکرای پنجم: ویشودهی  wishuddhi

 منطقه : پائین و پشت مهره گردن ، بین گودی گلو و حنجره

مانترا : hum  هام

رنگ : آبی کمرنگ

عطر : مریم گلی ، اوکالیپتوس

نت : سل

صدا : G

موسیقی : EYE

وظیفه : بیان ، بودن

غدد مرتبط : تیروئید

عضو وابسته : گردن ، گلو ، فک ، گوش ، صدا ، نای ، ریه ، مری ، بازوها

شکل : نیلوفر شانزده پر

تاثیرات : خروج کالبد اختری ، رازجوی ، تله پاتی – رفع سموم بدن ، غلبه بر گرسنگی و تشنگی

جهت حرکت : جلو

مسیر ماساژ :  زن (جهت عقربه ساعت ) مرد ( عکس عقربه ساعت) 

هفت بدن : روحانی Sprit

عوارض احتمالی اولیه : قضاوت از روی ترس و عدم پذیرش ، پر گوئی ولی احساس می کند منظورش را نتوانسته بیان کند .

حرکات یوگا : Asanas

ماهی (fish)- نیم ایستادن روی شانه (half sholder stand ) – گاو آهن (plow)- انبساط سینه ایستاده (standing back bend )   - شتر (camel)

 تنفس : Pranayama  تنفس شانه ای

تنفسشانه ای – تنفس روحی (اوجائی) – تنفس سگ و گربه

 مودراها ، باندها و تمرینات مخصوص :

کچاری مودرا (قفل زبان و کشیدن زبان به سقف دهان ) – جالانداباندا (قفل چانه )

 

 

چاکرای ششم : آجنا       Ajna

منطقه : بین دو ابروان ، بالاتر به پهنای یک  بند انگشت بالای پل بینی و جلوی سر

مانترا: (کشام )OM اُم

رنگ: نیلی،بنفش

عطر:نعناع،یاسمن

نت:لا

صدا:A

موسیقی:AYE

وظیفه:دانش هستی

غدد مرتبط:هیپوفیز صنوبری

عضو وابسته:صورت، چشم، گوش، بینی

شکل:نیلوفر دو پر(96 پر)

تاثیرات:روشن بینی –  درک عالی و حس خروج روح از بدن – چشم خدا

جهت حرکت : جلو

مسیر ماساژ : زن (جهت عقربه ساعت) مرد( عکس عقربه ساعت )

هفت بدن : کیهانی Cosmic

عوارض احتمالی اولیه: تردید در مسائل روحی و تغییر ، گرایش به استدلال و اثبات عقلی و علمی امور ، گرایش به پذیرش مشاهدات سطحی

حرکات یوگا:Asanas

جنین (Child) – سرزانو (seated head to knee) – مثلث کناری (pyramid/runners stretch) – سرزانو با زاویه باز (side seated angle )

تنفس : Pranayama

تنفس درخشش جمجمه (کاپالابهاتی )  - تنس با یک بینی (سوخ پراک ) – تنفس زنبوری (بهراماری) – تنفس منقار کلاغ (کاکی)

مودراها ،باندها و تمرینات مخصوص:

تراتاگا ( خیره شدن به شعله شمع و خیره شدن به چشم سوم) – ماساژ بالا و بین دو ابروان مورچاپرانایام – یونی مودرا – شامبا هاوی مودرا – مدیتیشن و مراقبه

 

 

چاکرای هفتم : ساهاسارا   sahasara

منطقه : بروسط سرومغز تاج سرقرار دارد

مانترا : om ام

رنگ : بنفش و سفید

عطر :olibanum  نیلوفر

نت: سی

صدا:B

موسیقی : EEE

احساس سرخوردگی ، عدم غلبه برترس و اضطراب

وظیفه : وجود مطلق و خداگونه گی

غدد مرتبط : صنوبری (کاجی شکل ) و مخاطی

عضو وابسته : مغز ،مخچه

شکل : نیلوفر هزار پر

تاثیرات : خالصترین حالت بودن ، آرامش مطلق ، اتحاد کامل و

جهت حرکت : بالا  

مسیر ماساژ : زن ( عکس عقربه ساعت ) مرد ( جهت عقربه ساعت  )

هفت بدن : نیرو انائی Nirvana

عوارض احتمالی اولیه : ناتوانی در درک نیرو و اتحاد کیهانی .

حرکات یوگا Asanas

یوگا مودرا نشسته دست بالا (seated yoga mudra) –ایستادن روی سر (head stand ) – حالت کوه ایستاده (mountain) – نیم ایستادن روی سر (half head stand)

تنفس : Pranayama

درخشش جمجمه (کابالا بهاتی)

مودرا، باندها و تمرینات مخصوص :

مدیتیشن و مراقبه

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم اسفند 1385ساعت 19:10  توسط بابک   | 

 

         Yoga Fitness        

 كاهش وزن، تناسب اندام و زيبائي

كاهش وزن:

افزايش بيش از 10كيلوگرم وزن به عنوان چاقي و 20 كيلو گرم را فربي گويند.

در صورت افزايش وزن لازم است با دستورات غذائي ، رژيم، ورزش، پياده روي ويوگا وزن عمومي كاهش يابد

تناسب اندام:

منظور از تناسب اندام ، رفع چاقي موضعي و يا در يك قسمت از بدن و اندام است

بطور مثال برخي  داراي شكم هاي بزرگ و جلو آمده ، برخي باسن بزرگ و يا ران هاي چاق مي باشند.

در اين صورت حتي ممكن است وزن عمومي بدن فرد متناسب باشدولي يك بخش از اندام از چربي اضافه انباشته شده و از حد معمول چاق تر باشد . براي رفع اين مشكل انجام تمرينات ورزشي و حركات يوگا مخصوص آن اندام با فشار آوردن و چربي سوزي آن ناحيه مي توان از تناسب اندام برخوردار شد.

زيبائي :

زيبائي پوست ، صورت و مو كه از موارد مهم بررسي سلامتي ، بهداشت و طراوت است عموما در بين مردم خصوصا خانم ها استقبال كنند گان بسياري دارد.

براي كسب زيبائي از ماساژ با دست، ماساژ با كرم و روغن ، رژيم غذائي مناسب ، استفاده از ماسك هاي مخصوص  ميوه جات ، تمرينات يوگا و حتي تمرينات آرامسازي و ذهني استفاده مي گردد.

  

جدول وزن بانوان بر حسب قد و سن  

55 تا65 سال

  45 تا54 سال

35 تا44 سال

25 تا34 سال

16 تا 24 سال

قد به سانتیمتر

54

53

53

50

47

154

55

54

53

50

48

156

56

55

54

51

49

158

57

56

55

52

50

160

58

57

56

54

51

162

61

58

57

55

53

164

61

59

58

56

54

166

62

61

59

57

55

168

64

62

61

59

57

170

66

64

62

60

58

172

67

65

63

61

59

174

68

67

65

62

60

176

70

69

67

64

61

178

72

71

69

66

63

180

  

 راه هاي غلط را يج براي لاغري

1-      استفاده از دستگاه هاي برقي براي لاغري مناسب نيست زيرا بيشتر آب و قند بدن شما كاهش مي يابد تا اينكه چربي بدن تان بسوزد. به همين منظور بعلاوه بر ضررو زيان ناشي از كمبود آب و قند، با خوردن آب مجددا وزن تان بالا مي رود.

2-      استفاده از كمربند لاغري و برقي باعث از هم پاشيدگي چربي در ناحيه شكم يا پا مي شود مثل كاري كه براي درست كردن استيك انجام مي شود. با اين وجود چربي شما از بين نمي رود بلكه نرمتر مي شود و اثري بر لاغري مناسب ندارد.

3-      استفاده زياد از وسايل مكانيكي مثل دوچرخه ثابت و نظاير آن گاهي عضلات و ماهيچه هاي شما فشرده و سفت مي شود

4-      استفاده از ماساژور براي لاغري چندان ثمر بخش نيست بلكه ماساژ در زيبائي - طراوت صورت و پوست و رفع خستگي موثر است

5-      استفاده از سوناي خشك يا ترمو جنس و وسائل برقي و عرق ريز باعث ايجاد گرماي شديد و تبخير آب بدن مي گردد نه چربي سوزي ، ضمن اينكه ممكن است مشكلاتي جنبشي نظير مشكلات جنسي در بيضه و دستگاه جنسي مردان در سوناي خشك ايجاد نمايد . زمانيكه گرماي بدن بالا مي رود آنزيم ها نمي توانند خوب عمل كنند و سوخت وساز بدن و ويتامينها مشكل پيدا مي كنند.

6-      استفاده از لباسهاي گرم كننده و عرق نيز شبيه عمملكرد و دستگاه هاي برقي و سوناي خشك را دارد و مفيد نيست.

7-      حركاتي مثل دراز و نشست ، دوچرخه زدن وفشار روي بخشي از اندام و عضلات با تمزينات يا با وزنه نيز صحيح نيست زيرا باعث مي شود عضله مربوط كم كم بزرگ شود و اطراف آنرا چربي بپوشاند . در حاليكه وقتي مقدار زيادي از عضلات و اندام هاي بدن مشغول تحرك هستند چربي از تمامي قسمتها ي بدن گرفته مي شود و حرف توليد انژي مي گردد وعموما غير ممكن است بتوان چربي ذخيره شده در يك قسمت از بدن را با فشار زياد و بطور موضعي آنهم و زمان كوتاه كم كرد.

در اين زمينه ورزش هاي هوازي ، دويدن و يوگا بسيار موثرند.

8-      سلوليت يك نوع چربي ذخيره شده اضافي  در لايه اي پا است است بايد دقت كنيد روي اين قسمتي زياد فشار نياوريد و ورزش سخت موضعي ندهيد. بجاي آن بهتر است ورزش عمومي انجام دهيد ، يا از ورزش هاي موازي و يوگا استفاده نمائيد.

در درمان سلوليت ، ماساژ موضعي نيز خوب نيست زيرا سلول هاي چربي و آب بدن از بين نخواهد رفت . ماساژ تنها جريان خون  را بحركت در مي آورد. و گاهي لكه هاي آبي رنگي در ملائم پو ستي را موجب مي گردد.

9-      گرفتن رژيم هاي سخت و كوتاه مدت مثل چندين روز مداوم آبخواري كردن، يا بسيار كم خوردن ، باعث عدم متعادل در سوخت و سازبدن ، كاهش و ويتامين ها و مواد قندي مي گردد و لذا پس از مدتي توليد بيماري مي كند.

10-عدم توجه به شرايط فيزيو لوژي و رواني شخصي و پناه بردن به يك شيوه رژيم غذائي عمومي . بطور مثال برخي كمبود آن ، كمبود ويتامين . خنده بالا يا پائين، بيماري فشار خون يا اضظراب و افسردگي پنهان و آشكار دارند برخي از رژيم ها و دستور العمل ها ممكن است به مشكلات اين افراد را دچار عنوان نمايد وسلامتي انسان را به خطر اندازد.

 

 نكات مهم و رژ يم غذائي و ورزشي

 

1-      پرهيز از نمك زياد . در غذا بجاي نمك از ادويه ، ليمو ترش يا سبزيجات معطر استفاده كنند.

2-      سبزيجات با سرخ كردن موادشان را از دست مي دهند .

3-      پرخوري ، بي رويه خوردن ، هرززه خوري و نيز كم اشتهائي عنصر است و اينگونه عادات غذائي را تغيير دهيد .

4-      پرهيز از مصرف الكل.

5-      پرهيز از خوردن نوشابه ، چيپس ، پفك ، آجيل شور ، سس ، قند و چربي .

6-      ميوه و آب ميوه دست ساز و طبيعي فراوان استفاده نمائيد.

7-      استفاده از خرما ، توت و كشمش بجاي مواد قندي وقند

8-      پرهيز از غذاهاي كنسروي ، آماده و رستوراني

9-      گرفتن پوست و چربي مواد گوشتي قرمز و سفيد

10-    كاهش وزن بايد تدريجي و در طول زمان با رعايت غذا و ورزش يا يوگا باشد.

11-   علت اينكه يوگا براي كنترل وزن و تناسب اندام و زيبائي بسيار موثر است. وجود حركات كششي متنوع ولي بسيار آرام و با تمركز آن مي باشد. در يوگا شما تحرك زياد و عرق كردن نداريد ولي تا مي توانيد ، بدن ، عضلات و ماهيچه ها را دچار كشش و انقباض مي كنيد و مهمتر است در حالت كششي يا انقباضي يوگا مدتي متوقف مي شويد..

12-   نوشيدن آب فراوان (8ليوان در روز).

تقويت نيروي اراده از طريق تصميم گيري جدي

14-   شركت در كلاس هاي گروهي براي ايجاد انگيزه و رغبت

15-   ايجاد برنامه اي تشويقي پس از موفقيت در هدف تان

16-   تمرينات مخصوص يوگا

 

 

 

 

 جدول سن وحداکثر میزان ضربان قلب برای تناسب اندام

65% - 85% حداکثر کسانیکه ناراحتی قلبی دارند

65% - 85% حداکثر توصیه شده برای افراد معمولی

85% حداکثر (مخصوص ورزشکاران)

حداکثر ضربان قلب

سن

124 ازاین حد تجاوز نکند

133-124

162

190

20

121

130-121

158

185

25

117

126-117

153

180

30

114

123-114

149

175

35

111

119-111

145

170

40

108

116-108

141

165

45

104

112-104

136

160

50

101

109-101

132

155

55

98

105-95

128

150

60

95

102-95

124

145

65

91

98-91

119

140

70

88

95-88

115

135

75

  

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم اسفند 1385ساعت 18:28  توسط بابک   | 

 

                   Yoga         

 

نکات اساسی که در اجرای حرکات یوگا باید بدانید

1-      حرکات یوگا بطور طبیعی از یک حالت یا وضعیت شروع کننده آغاز می شود. بنابر این برای اجرای یک حرکت یوگا شما باید بدانید درچه حالت یا وضعیتی قرار گیرید که بهترین وضعیت بدن برای شروع آن حرکت است.

بطور عموم 7 حالت یا وضعیت شروع کننده داریم؛

 

1-      وضعیت نشست صحیح

حرکاتی شبیه ؛ کشش پشت ، سر به زانو ، پیچ نشسته ، قایق و... از این حالت شروع می شوند.

 

2-      وضعیت سجده

حرکاتی شبیه ؛ یوگا مودرا ، شتر ، خرگوش ، جنین و... از این حالت شروع می شوند.

 

3-      وضعیت میز

حرکاتی شبیه ؛ حرکت گربه و سگ ، سگ سرپائین ، دونده ، هلال ماه و ... از این حالت شروع می شود.

 

 

4-      وضعیت خوابیده به پشت

حرکاتی چون ؛ ایستادن روی شانه ، گاو آهن ، الاکلنگ ، پاروی پا و... از این حالت شروع می شوند.

 

 

5-      وضعیت خوابیده به روی سینه (تمساح)

حرکاتی چون ؛ ملخ ،مارکبری، قورباغه ، کمانی و... ازاین حالت شروع می شوند.

 

6-      وضعیت ایستادن صحیح

حرکاتی مثل ؛ انبساط سینه ، کشش پشت ایستاده ، درخت ، رقص و... از این حالت شروع می شوند.

 

7-      وضعیت ستاره

حرکاتی مثل؛ مثلث ساده ، مثلث 90 درجه ، مثلث کناری ، قهرمانی ، پیچ ایستاده و... از این حالت شروع می شوند.

 

  

2- در اجرای حرکات یوگا عمل تنفس ( دم ، حبس دم کوتاه ، بازدم ، حبس بازدم ) بسیار مهم است.

از اینرو در اجرای یک حرکت باید بدانیم چه زمانی دم و چه زمانی بازدم کنیم اصول کلی این عمل به شرح زیر است:

الف – در حرکاتی که قفسه سینه تحت فشار است . قبل از شروع حرکت ، دم می گیریم و بازدم می کنیم ، سپس حرکت را شروع می کنیم . مثل حرکات ؛ انبساط سینه ایستاده یا نشسته ، حرکت مار کبری ، کمانی ، چرخ ، ماهی ، ملخ و... در این حرکات چون بلافاصله ودر زمانی کوتاه قفسه سینه تحت کشش یا نقباض قرار می گیرد و فرصت چندانی برای بازدم نیست ، بنابر این نخست بازدم می کنیم و بعد حرکت را شروع می نمائیم.

ب – در حرکاتی که تا مرحله توقف و کشش کامل ، فرصت لازم برای اجرای حرکت است و در حین حرکت امکان بازدم تدریجی وجود دارد . نخست دم می گیریم و بازدم را در حین خم شدن و انجام حرکت انجام  می دهیم . مثل حرکات؛ مثلث وسطی ، مثلث کناری ، کشش پشت ، یوگا مودرا و اکثر حرکات خم به جلو .

ج- در حالت کشش بدن و توقف در حین حرکات یوگا اصولا حبس دم نمی کنیم . بلکه در آن حالت تنفس آزاد و جاری است . و گاهی در حالت کشش و انقباض قفسه سینه ، خود بخود پس از بازدم ، حبس بازدم انجام می شود چون اصولا قادر نیستیم در آن وضعیت مجددا به اراده دم بگیریم.

3- برای انجام یک حرکت یوگا عموما باید مراحلی را طی کرد. یعنی انجام هر حرکت یوگا نخست از یک وضعیت شروع کننده آغاز می شود. بطور مثال در حرکت مثلث کناری ، اول باید در حالت ستاره قرار گیرید . آنگاه باید بدن را به منظور اجرای حرکت در وضعیت مناسب بعدی قرار دهید .در حین حرکت مثلث کناری ، باید یک پا را 90 درجه و پای دیگر را 45 درجه بچرخانید . سپس باید کمر را بچرخانید و در مقابل پای مربوطه صاف قرار گیرید.

آنگاه باید آرام و عمیق دم بگیرید و دستها را بالا بیاورید و بدن و سر را کمی به عقب بکشید تاستون فقرات صاف و درست قرار گیرند ، آنگاه در حالیکه سر شما ، بین دو دست و گوش هایتان می باشد ، به تدریج از ناحیه پائین لگن و ستون فقرات خم می شوید و مچ پای خود را می گیرید. به هنگام بازگشت نیز باید آرام دستها را همراه سر و کمر بالا بیاورید و دوباره بچرخید و در حالت ستاره قرار گیرید . سپس دستها و پاها را جفت می کنید و استراحت می نمائید . در صفحه ی بعد مراحل انجام یک آسانا را ملاحظه خواهید نمود .

4- هر حرکت یوگا بعنوان یک آسانای مستل است و با تمریناتی که گفته شد انجام می پذیرد ولی شما می توانید چندین حرکت که به نوعی با هم هماهنگی دارند و در جهات مختلف ، بدن را تحت کشش و انقباض قرار میدهند بعنوان یک چرخه یا سیکل sequence انتخاب کرده و پشت هم انجام دهید . نمونه بارز آن مجموعه 12 حرکتی تمرین لام برخورشید است.

5- در انجام حرکات یوگا دو واژه توقف و مکث بکار می رود . توقف زمانی است که شما حرکتی را انجام داده اید و در حین کشش کامل چند لحظه متوقف می مانید . مکث زمانی است که از حالت کشش خارج می شوید و دوباره به حالت اولیه و استراحت بر می گردید و چند لحظه مکث می نمایید تا حرکت بعدی را شروع کنید . بنابر این حرکات یوگا را پشت سر هم و تند تند انجام نمی دهید.

همچنین خوب است فرق حالت (وضعیت ) و حرکت را بدانید . حرکت به معنی جابجائی است. بنابراین هر گونه جابجائی و ایجاد کشش در هر عضو بدن یک حرکت محسوب می شود و اگر این جابجائی و کشش با اصول یوگا مثل رعایت تنفس ، تمرکز ، توقف و نظم حرکتی انجام پذیرد یک آسانا محسوب می شود.

حالت ، وضعیت بدون حرکت را گویند که در آن شخص در یک وضعیت راحت باقی می ماند . مثل حالات نشست برای تنفس و مراقبه و حالت شاوآسانا (استراحت خوابیده ).

                        

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام بهمن 1385ساعت 21:8  توسط بابک   | 

سلام بر عزیزان

این جانب ایلیار ورمزیارلو، استاد دانشگاه و مدرس دروس تخصصی مقاطع کارشناسی ارشد و دکترای مکانیک گرایش حرارت و سیالات دانشگاه تهران و علم و صنعت ایران هستم و نیز تخصصی در مورد علوم متافیزیک ندارم. از امروز مدیریت این وبلاگ به دست بنده می باشد و احتمالا حدود 20 روز این وبلاگ را اداره خواهم کرد. این افتخار بنده خواهد بود که در کنار شما دوستان بوده و در غیاب جناب آقای بابک، با همکاری 3 تن از دوستان، پاسخ گوی شما دوستان عزیز در مورد علوم متافیزیک و حتی دروس مربوط به رشته مکانیک باشم. بنده ادامه مطالب آقای بابک را در وبلاگ خواهم نوشت. آقای بابک یادداشتی 50 صفحه ای را در اختیار من گذاشته اند و از من خواسته اند تا با توجه به شرایط زمانی و...، این مطالب را تایپ کرده و در وبلاگ قرار دهم. شما می توانید سوالات خود  ارسال نموده و منتظر پاسخ Prof_Dr_I_Varmazyarlu@yahoo.com را به ایمیل من

باشند. پاسخ عزیزان پس از مشاوره و بحث، به زودی ارسال می گردد. قرار است تیم متافیزیک پی تری سی تا دو یا سه روز دیگر به ترکیه رفته و پس از اقامت 3 یا 4 روزه در آنجا، همراه تیم متافیزیک کشور ترکیه، عازم سوئیس شوند. احتمال می رود این سفر در کل 20 روزه یا کمتر یا بیشتر طول بکشد. از 500 نفر تیم متافیزیک موسسه پی تری سی، 20 یا 15 نفر از آن بین توسط جناب آقای دکتر زبیحی سرپرست تیم انتخاب شوند و در نهایت با تایید رئیس موسسه (جناب آقای مهندس بابک) رهسپار کشور ترکیه شوند. از این بین نیز سه نفر از تیم در این کنفرانس ایراد سخن نمایند که این 3 نفر عبارتند از: جناب آقای دکتر اصغر زبیحی، دکتر مهدی امامی نسب و مهندس بابک حکیم رئیس کل موسسه. این کنفرانس علمی را می توانید از کانال های ماهواره ای گوناز تی وی یا ... بطور زنده مشاهده فرمایید. در این بین نیز بنده از همینجا از جناب آقای حكيم تشکر کرده و از زحمات بی دریغ و تلاش های بسیاز زیاد او در ترویج علم و نیز تحقیقات علمی، نهایت قدر دانی را به عمل می آورم.

با آرزوی موفقیت و توفیق برای تیم متافیزیک و نیز بابک، فرزند خودم

ایلیار ورمزیارلو

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1385ساعت 18:53  توسط بابک  

 





Powered by WebGozar

=

بهترين و جذابترين كدهاي جاوا اسكريپت

ساعت:

دقیقه:

ثانیه:

زمان:

www.irLearn.com

menu visibility
Put Mouse Over Here here
This is what happens!!

PageRank